تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
كه شما از رعيت پادشاه زر مىگيريد و به دشمن پادشاه مىدهيد ؟ و من حاكم اين شهرم و نخواهم گذاشتن . و ما و شما مناقشه خواهيم كردن و اين خبر را جماعت تركمانان سنى كه در اين شهر مىباشند ؛ نوشته و به تير بسته به سپاه اوزبك خواهند انداخت و جان وفا ميرزا طمع بر آن داشته كس به نزد شما خواهد فرستاد و شما نيز قبول نموده به مدت ده يوم مهلت خواسته بگوئيد كه چند نفر اوزبك بفرستند كه تحصيل دارى نموده زر را به زودى بفرستيم . بعد از آنكه كس به نزد شما بيايد ؛ شما هر روزه در برابر ايشان مردم را طلبيده توجيه كرده حواله كنيد و امروز بفردا بهانه نموده هر كس زرى به نزد شما بياورد گرفته خود به نزد خود ضبظ نمائيد . شاه نعمت اللّه او را تحسين نموده و روز ديگر مجلسى كرده و با هم گفتگو نموده موسى بيگ طرح كرده از مجلس برخاسته گفت كه هر گاه شما را به كشتن ندهم نامرد باشم . و شاه نعمت اللّه در جواب او گفت كه [ 220 ] شما هر چه خواسته باشيد بكنيد كه من از جان وفا ميرزا و سپاه اوزبك مىترسم . پس تركمانان اين خبر را به سپاه اوزبك رسانيده و جان وفا ميرزا اوزبكى را گفت كه به نزد شاه نعمت اللّه رفته بگوئيد كه هر گاه شما از براى ما مال امانى بفرستيد ، ما نيز از قتل و كشتن اين شهر و اين ولايت گذشته مراجعت خواهيم - كرد و الا تمام مردم اين ولايت را قتل عام خواهيم كردن . و فرستاده به نزد شاه نعمت اللّه آمده پيغام گذرانيده او در جواب گفت كه ديروز ميانهء ما و حاكم همين گفتكو و مناقشه روى داده بود اما [ من ] مرد عاقلم و او مرد ترك و خبر از جائى ندارد و امروز كيست كه با شاهى بيگ خان برابرى تواند كردن ، منت مىدارم و توجيه خواهم نمود و آنچه خواسته باشى خواهم فرستاد . اما جان وفا ميرزا چند نفر بفرستد كه محصلى نموده اين وجه را به حصول رساند « 1 » . و فرستاده را خلعت
هامش
( 1 ) - اصل : رسانيده .