تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
پس حضرت ظل اللهى مقرر فرمود كه تمام علما و فضلاى تبريز حاضر شدند به آداب تمام نعش او را برداشته بعد از نماز و غسل مقرر شد كه نعش او را به نجف - اشرف برده مدفون سازند . اما چون امير نجم زرگر از اول خروج نواب همايون در خدمت بوده جان‌فشانيها كرده بود ، و خاطر حضرت ظل اللهى متعلق به آن بود كه هميشه نام او در ميان مردم شهر مشهور بود ، و اولادى ازو نمانده بود كه او را هم امير نجم بخوانند ؛ پس رئيس يار احمد خوزانى اصفهانى كه يكى از كاردانان روزگار بوده ، به امر استيفاى ممالك محروسه سربلند بود ، او را به امر وكالت مطلق سرافراز نموده فرمودند كه چون نام امير نجم زرگر از خاطر نواب همايون ما [ 209 ] محو نشود ؛ بنابراين مقرر فرموديم كه من بعد رئيس ياراحمد را نجم ثانى بخوانند كه او را ملقب به اين خطاب فرموده‌ايم .

ذكر آمدن شاهى بيگ خان به دامغان و مراجعت كردن به جانب سمرقند و آمدن محمد حسين ميرزا به خدمت نواب ظل اللهى و فرستادن آن حضرت امير نجم ثانى را به اتفاق امراى عظام به طرف خراسان و مسخر نمودن او آن ولايت را و سپردن به اولاد سلطان حسين ميرزا و مراجعت نمودن و سوانحى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 1 »

اما چون شاهى بيگ خان به دامغان رسيده ، فرمود كه سپاه اوزبك دور قلعه را فرو گرفته هر روزه به جنگ و جدال مشغول بوده اما دست به قلعه و مردم قلعه نداشته در خانهء فكر فرو رفته بود . اما چون ابو الخير خان از سپاه شاهى بيگ خان دور قلعه « 2 » شكست يافته و زخم برداشته روانهء دشت بغلان گرديده به خدمت قاسم -
هامش
( 1 ) - مربوط به سال 916 است . ر ك : حبيب السير . ص 503 . ( 2 ) - ( در دور قلعهء سمرقند شكست يافته ) .