تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
او نيز سپاه خود را برداشته روانه گرديد . و عبيد سلطان بعد از ده يوم به سبزوار رسيد ، كه كپك حسين ميرزا با سپاه آراسته رسيده كه سپاه « 1 » شكسته فرار نمايند ، كه عبيد سلطان خود به ميدان آمده و باز سپاه اوزبك جمعيت نموده بر سر كپك حسين ميرزا ريخته و او را دستگير نموده به خدمت عبيد سلطان آوردند . فرمود كه ميرزا را به قتل آوردند و ابن حسين ميرزا نيز جنگ نمايانى كرده و جمعى را به قتل آورده بود كه آخر به دست بياقو بهادر كشته گرديد « 2 » . و عبيد سلطان با سپاه داخل شهر سبزوار گرديده و تمامى اموال و اسباب ميرزا را متصرف گرديده و جمعى را به قتل آورده و بعد از آن كس به خدمت شاهى بيگ خان فرستاده و فتح و جنگ خود را عرض نموده و گفت كه سه نفر از ولدان سلطان حسين ميرزا با ده هزار نفر سپاه در دامغان و سمنان جمعيت نموده و نشسته‌اند ، هر گاه بنده به آن صوب روانه شوم ، مبادا كه از ولايت رى سپاه قزلباش آمده چشم‌زخمى واقع شود و بعضى قلعه‌ها و حصارها در سر راه هست كه گرفتن آنها اشكالى دارد . هر گاه نواب خان به دولت تشريف بياورند كه در خدمت بوده روانه شويم ، هر آينه بهتر خواهد بود . و چون عريضهء عبيد سلطان به شاهى بيگ خان رسيد ، سپاه بىحد و حساب برداشته از هرات به جانب دامغان روانه [ 207 ] گرديد . اما چون خبر آمدن شاهى بيگ خان و عبيد سلطان در دامغان به محمد حسين - ميرزا ولد بديع الزمان ميرزا رسيد ، هراسى برداشته با برادران و ريش سفيدان گفت كه گرفتن قلعهء دامغان مشكل است ، شما درب قلعه را بسته قلعه‌دارى نمائيد كه من به خدمت پدر خود رفته با سپاه قزلباش برداشته به زودى خواهم آمد . از قلعه بيرون آمده به جانب آذربايجان روانه گرديد . چون اردوى گردون شكوه در تبريز نزول اجلال داشته وارد گرديد و در آن وقت اندك كوفتى بر طبع مبارك
هامش
( 1 ) - ظاهرا افتادگى دارد و شايد : ( اوزبك را ) . ( 2 ) - ابن حسين ميرزا پس از شكست در اين جنگ فرار كرده و به شاه اسمعيل پناهنده مىشود . ( ر ك : حبيب السير ج 4 ص 387 و 388 ) .