تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
خان رسيده احوال‌ها عرض نمود ؛ قاسم خان بسيار بىدماغ شده صبر نمود كه زخم او روى به خوبى آورده مقرر نمود كه ابو الخير خان سپاه برداشته روانهء سمرقند گردد و اين خبر در پاى قلعهء دامغان به شاهى بيگ خان رسيده بسيار دلگير و سراسيمه گرديده ، گفت كه هر گاه دست ازين قلعه برداشته مراجعت نمايم قزلباش از من حسابى نمىدارند و هر گاه بمانم گرفتن آن قلعه مشكل است [ و ] ابو الخير - خان تمام تركستان را خراب خواهد كردن . بعد از فكر بسيار ، فرمود كه نامه‌اى به ابن حسين ميرزا و محمد حسين ميرزا نوشتند كه تا مادامى كه من اين قلعه را به دست نياورم از اين جا حركت نخواهم نمود ، و حال شما از قلعه بيرون آمده به نزد نواب [ ما بيائيد ] ما شماها را فرزندان خود دانسته هر يك را ولايتى خواهم - داد و به خداى عالم شرط كردم كه شما را به قتل نرسانم البته به زودى روانهء درگاه ما شويد كه خير دنيا و آخرت شما درين است . و اما آن دو جاهل نادان از قلعه‌دارى نيز پشيمان شده و اراده نموده بودند كه عريضهء امان به خدمت شاهى بيگ خان بنويسند ، كه در آن وقت [ نامهء ] شاهى - بيگ خان به ايشان رسيده خوش‌حال گرديده فى الحال از قلعه به زير آمده در برابر شاهى بيگ خان زانو زده و كرنش نمودند و شاهى بيگ خان را ترحمى به خاطر رسيده ، با عبيد سلطان گفت كه اينها را به قتل نخواهم آورد ؛ بلكه ايشان را به تركستان برده پارچهء نانى خواهيم داد . عبيد سلطان گفت كه دشمن را بايد كشت كه هر گاه تو او را نكشى او تو را خواهد كشت . شاهى بيگ خان گفت كه حال كشتن ايشان از مروت دور است . پس قلعه را به يكى از معتمدين خود سپرده و كوچ فرموده به جانب هرات [ 210 ] روانه گرديد ، چون داخل شد ، هرات را به جان وفا ميرزا سپرده به طرف سمرقند در حركت آمده در منزل اول ابن حسين ميرزا را مرخص نموده و محمد حسين ميرزا [ را ] مىبرد ،
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 316 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب