تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
نواب ظل اللهى عارض شده بود كه عالميان درجهء اضطرار يافته بودند . و بديع الزمان ميرزا نيز سعى در آوردن سپاه ظفرپناه قزلباش مىنمود و ممكن نمىشد و روز بروز كوفت حضرت ظل اللهى زياده گشته كار به جائى رسيد كه تمامى حكما دست از معالجه برداشته بودند و امير نجم زرگر بر بالين آن حضرت آمده ديده كه نور در حدقهء مبارك آن نور ديدهء عالميان نمانده حيرت او را دست داده سراسيمه بيرون آمده امراى عظام ازو احوال آزار حضرت ظل اللهى پرسيده در جواب گفت كه نمىدانم كه روزگار چه خاك بر سر ماها خواهد ريخت و حال با شماها خواهيم رفتن كه ملاحظه نمائيد . به اتفاق امراى عظام بر بالين مبارك آن حضرت آمده همگى دست دعا به درگاه پروردگار عالم برداشته شفاى عاجل به جهت آن حضرت مسئلت مىنمودند كه آن حضرت ديدهء مبارك گشوده فرمودند كه شما را چه مىشود و ما را به آقاى جميع مؤمنان وا گذاشته و به بيرون رفته دعا كنيد و حرف‌ها را به اشاره مىفرمودند . همگى امراى عظام بر بالين مبارك آن حضرت بيرون رفته امير نجم در خدمت ايستاده بود كه باز آن حضرت ديدهء مبارك گشوده فرمودند كه اى نجم تو چرا مانده‌اى ؟ او عرض كرد كه قربانت شوم مىخواهم دعائى كنم و نواب شما چون رواج - دهندهء مذهب اثنى عشريهء عليه‌اند ؛ آمين بفرمائيد كه حق تعالى به حرمت آمين شما دعاى بنده را در همين ساعت مستجاب نموده شفاى عاجلى به نواب شما كرامت فرمايد . آن حضرت فرمودند كه اى نجم شما دعا كنيد كه ما آمين خواهيم گفتن . امير نجم دست به دعا برداشته گفت كه خداوندا اين پادشاه ، قدرى مذهب به حق اماميهء اثنى عشريه را رواج داده اما هنوز محكم نگرديده و همچون شاهى بيگ - خان پادشاهى سنى ، ارادهء ولايت ايران دارد و هر گاه آن پادشاه در ميان نباشد