مذهب حق باطل خواهد شد . و هر گاه عمر اين پادشاه [ 208 ] به آخر رسيده باشد ، و عمر بنده باقى بوده باشد ، من عمر خود را فداى عمر او نموده بخشيدم به حق محمد و آله جان مرا قبض فرموده شفاى عاجلى كرامت فرماى « 1 » . و آن حضرت آمين شفا « 2 » مىگفت ، كه خداوند عالم دعاى امير نجم را مستجاب نموده عرق شفا از جبين مبارك آن حضرت جارى گرديده بعد از ساعتى آن حضرت ديدهء مبارك گشوده به امير نجم فرمودند كه خداى تعالى دعاى شما را مستجاب كرده « 3 » به ما صحت كرامت فرمودند .
امير نجم عرض نمود كه الحمد للّه و المنه به آرزوى خود رسيده در راه صوفى - گرى جان خود را فداى مرشد كامل كردم . و در آن وقت حضرت ظل اللهى از ميان رختخواب برخاسته نشستند و فرمودند كه اى نجم ، مگر همين دعا بود كه مىكرديد ؟
امير نجم عرض نمود كه بلى . آنچه كرده بود به خدمت عرض نموده كه چون آن حضرت به بشرهء امير نجم نظر فرمودند ، علامت مرگ را مشاهده نموده فرمودند كه اى نجم اگر چه حق تعالى دعاى تو را مستجاب نموده و ما را صحت بخشيد ، اما ما را يتيم گذاشته خواهى رفتن . امراى عظام را طلب نموده ، امرا همگى هراسان به خدمت آمده ، آن حضرت را در كمال تندرستى و صحت ديده به دور آن حضرت مىگرديدند . آن حضرت فرمودند كه حال چه فايده ، در وقت نزع بايست اين كار كرده باشيد و مثل اين صوفى يك رنگ جان خود را فداى نواب ما كرده باشيد و شرح دعا كردن امير نجم [ را ] به امراى عظام فرموده ، چون امرا مشاهدهء رنگ امير نجم كرده ديدند كه تغيير در احوال او بهم رسيده در كار خود مشغولست . پس او را تحسين نمودند ؛ بعد از يك ساعت امير نجم جان به حق تسليم نموده به روضهء جنان شتافت « 4 » .
هامش
( 1 ) - اصل : فرمايد .
( 2 ) - اصل : شفاى آمين .
( 3 ) - اصل : گرديده .
( 4 ) - امير نجم زرگر در بين راه تبريز و خوى در سال 915 با مرض ذات الجنب درگذشته است . ( ر ك :
حبيب السير . ص 500 و تاريخ جهان آرا . ص 272 ) .