شاهى بيگ خان ، تو كه در اين جا آمدهاى و خيمهء سلطان حسين ميرزا را انتخاب كردهاى ، تو را چه حد آن است كه نام خيمهء سلطان حسين ميرزا را توانى بردن ؛ خوش باشد تو ششصد دارى و من پانصد كس دارم و تو خود را خليفهء عصر و امام زمان [ مىدانى ] و امام مىبايد كه از همه كس شجاعتر باشد و من يكى از بندگان سلطانم . اگر عار و ننگ روزگار داريد ، گفتهء مرا بر خود قرار نداده از بالاى پشته به زير آئيد تا به شما بنمايم كه امام زمان چون مىباشد ! اين بگفت و متوجه پشته گرديد .
شاهى بيگ خان چون آن حرفها را شنيد ، خواست كه فرار نمايد كه محمود سلطان عرض نمود كه تو به دولت ، خليفهء زمانى و اين مرد چه وجود دارد كه شما ازو فرار نمائيد . شما در همين مكان بوده باشيد كه من با چهار صد كس « 1 » رفته با او جنگ [ 198 ] خواهم نمود و او را به قتل خواهم آورد . شاهى بيگ - خان با صد كس بر فراز پشته مانده محمود سلطان با چهارصد نفر « 2 » از پشته به زير آمده .
اما امير ذوالنون كس به خدمت بديع الزمان فرستاد كه حكايت شاهى بيگ خان به اين نحو گذشت و شما بايد تشريف بياوريد كه چون او كومك طلب نمايد ، شما هم آمده باشيد . و خود آمده سر راه بر محمود سلطان گرفته ، در حملهء اول جمعى از سپاه اوزبك را سپاه ارغون « 3 » به قتل آوردند و محمود سلطان روى به آن پشته آورده كه امير ذوالنون مركب جهانيده و چند نفر از سپاه اوزبك سر راه بر او گرفته كه او به هر يك كه مىرسيد به يك چوبهء تير ايشان را مى - انداخت تا آنكه خود را رسانيد به پاى پشته كه محمود سلطان فرياد برآورد كه
هامش
( 1 ) - اين جا چند كلمهء « بر فراز پشته مانده محمود سلطان » اشتباها زيادى نوشته شده و كاتب با نوك قلم روى هر يك از كلمات خط نازكى كشيده است .
( 2 ) - تعداد افراد شاهى بيگ خان و محمود سلطان برافراز پشته ( از قول جاسوس امير ذوالنون ) شش صد نفر ذكر شده بود و در اين عبارت ، پانصد نفرند .
( 3 ) - اصل : اذعام .