تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
خان دور قلعه را محاصره نموده و بنده تاب مقاومت ندارم البته به زودى خود را برسانيد . ميرزا در جواب نوشتند كه شما سه ماه ديگر قلعه را نگاه داريد كه ما سپاه جمع نموده خواهيم آمد و خاطر جمع داشته باشيد كه قلعهء بلخ را هيچ پادشاهى نگرفته و حال نيز نخواهد گرفتن . چون على جان اين خبر شنيد ، آن بىخرد دروازهء شهر را گشوده و به خدمت شاهى بيگ خان آمده و اظهار اطاعت و بندگى نموده و خدمت كرد . شاهى بيگ خان گفت كه اى نامرد من در روزهاى اول اين قلعه را مىگرفتم ، تو به دوستى جغتاى پدر خود را به قتل آوردى و سپاه ما را به كشتن دادى و ما را بدنام نمودى ؟ فرمود كه على جان را به قتل آوردند و به بلخ آمده حكومت آنجا را به جانى بيگ سلطان داده و خود به استقلال تمام در بلخ به تخت سلطنت نشسته در انتظار بود كه آيا از هرات چه خبر خواهد رسيد چون خبر گرفتن بلخ در هرات [ 193 ] به بابر پادشاه رسيد ، هراس برداشته با سپاه خود روانهء كابل گرديد و اكثر سپاه اطراف به همين خبر متفرق گرديدند . و بديع الزمان ميرزا با دوازده هزار نفر در هرات مانده بود و كس به نزد امير - ذوالنون فرستاد كه شما هم مثل ديگران تغافل خواهيد نمود ، يا آن كه خواهيد آمدن ؟ به هر تقدير البته سپاه برداشته به زودى روانهء اين صوب شويد . پس امير ذوالنون ده هزار كس برداشته آمده داخل هرات گرديده و ابن حسين - ميرزا و حيدر حسين ميرزا نيز با سپاه خود داخل گرديدند . القصه بيست هزار نفر سپاه در هرات جمع شده بودند . اما شاهى بيگ خان زمستان را در قلعهء بلخ گذرانيده و در اول بهار به عزم تسخير ولايت خراسان با سپاهى بىحد و احصا ، روانه گرديد و عبيد خان را فرمود كه با سپاه خود در حوالى بوده تكاميشى مىكرده باشد . و چون به جيجكتو رسيد ،
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 292 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب