تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
وصيت و سفارش بسيار به همهء فرزندان خود كرده بعد از آن جان شيرين به حق تسليم نمود . بيت
اگر صد بمانى و گر صد هزار * ببايد شدن زين جهان فرار
پس نعش سلطان را برداشته مراجعت كرده در مقبره‌اى دفن نمودند . و بعد از تعزيهء سلطان ، ريش سفيدان به خدمت ميرزا آمده او را جلوس فرموده مبارك - باد گفتند . پس مظفر حسين ميرزا نزد والدهء خود آمده و مقدمهء ميرزا را گفته والدهء او گفت كه پدر اول تو را وليعهد خود كرده بود ، تو نيز آن نوشته را برداشته ادعاى وليعهدى با ميرزا بكن . اگر تو را در پادشاهى شريك كرد بهتر و الا هر كدام انعام و مواجب بيشتر به سپاه مىدهيد پادشاه خواهيد بود . اگر تو خزينه كم داشته باشى من نيز خزانه خود را به تو خواهم داد . پس مظفر حسين ميرزا با بديع الزمان ميرزا شروع در دعوا كرده و سپاه جغتاى بعضى هوادار بديع الزمان ميرزا شده و بعضى طرف مظفر حسين ميرزا را نگاه داشته آخر كار به جنگ و جدال رسيد كه ريش سفيدان گفتند كه مرحوم سلطان در حين حيات خود ، نام بديع الزمان ميرزا را خود در خطبه خوانده بود و در سكه نيز داخل كرده يعنى او پادشاه بوده باشد و مظفر حسين ميرزا جانشين او باشد ، [ 190 ] چون در اين وقت شاهى بيگ خان در كمين نشسته مبادا شما تيغ در روى هم كشيده و دشمن فرصت يافته صرفه از دست شما بدر رود . و بعد از قيل و قال ، چنين قرار يافته كه چون بديع الزمان برادر بزرگ است ، پادشاه بوده و مظفر حسين ميرزا به جاى او وليعهد باشد و با همديگر پادشاهى كنند . در پادشاهى و عيش مشغول شده بودند كه اين خبر به برادران ديگر رسيده ، گفتند كه اگر جاى پدر به شراكت قرار دادند ، نام ما را نيز در خطبه و سكه بخوانند و الا نام مظفر حسين ميرزا را نيز از سكه و خطبه اخراج