تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
سمرقند خبر رسيد كه قاسم خان پادشاه بغلان دشت ، ابو الخير خان پسر خود را با هشتاد هزار كس به جانب تاشكند فرستاده و ابو الخير خان آمده تاشكند را به تصرف درآورده و از آنجا ارادهء سمرقند دارد . شاهى بيگ خان چون دوستى با قاسم خان داشته تعجب نموده سبب ندانست ، كه شخصى خبر داد چون شما با قاسم خان شرط كرده بوديد كه سكهء شما به نام او باشد ، و در خطبه نام او را بر نام خود مقدم سازيد ، و شما شرط به جا نياورده‌ايد ، شايد بنابر آن باشد . پس شاهى بيگ خان از پاى قلعهء بلخ راه قلعه بخارا را پيش گرفته روانه گرديد . اما ميرزا كس به خدمت سلطان فرستاد كه شاهى بيگ خان از پاى قلعه به بخارا رفته و در اين وقت محتاج تشريف آوردن شما نيست . چون اين خبر به سلطان رسيد ، فرمود كه مردم به جائى حركت نكنند كه ارادهء سفر تركستان خواهيم داشت . و شاهى بيگ خان ايلغار نموده چون به سمرقند رسيد هنوز ابوالخير نيامده بود و او احوال ابو الخير خان پرسيده ، گفتند كه در شكارگاه افراسياب به شكار زنگول مشغولست با ريش سفيدان اوزبك . گفت كه بايد غافل بر سر او رفته او را به جزاى خود رسانيد . اما از سمرقند تا به تاشكند چهل منزل راه بوده او شصت هزار كس از سمرقند برداشته روانه گرديد ، چون به حوالى شكارگاه رسيد ، قضا « 1 » را ابو الخير خان با آن هشتاد هزار كس همراه بود اكثرى بازهاى شكارى بر سر دست و به شكار مشغول بودند كه صداى كرناى شاهى بيگ خان برآمده بعد از آن كه سپاه دشت معلوم كردند ابو الخير خان فرمود كه تيرباران كنند كه آن هشتاد هزار نفر به يك مرتبه تير بر سپاه اوزبك ريخته چهل هزار نفر به قتل آورده بودند كه شاهى بيگ خان راه فرار پيش گرفته روانه گرديده و ابو الخير خان نيز در عقب روانه شده مرتبهء
هامش
( 1 ) - اصل : قضايا .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 286 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب