تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
به محمد باقر ديوان بيگى نوشت كه اگر تو در قلعه را به روى ما بگشائى كه ما داخل قلعه شويم ، يقين بدان كه ما حكومت بلخ را به تو ارزانى خواهيم داشت و مرتبهء تو در نزد ما بيشتر از ديگران خواهد بود و الا اين كار نكنيد ، بعد از آن كه ما جبرا قلعه را بگيريم هر سياستى كه از آن بالاتر نباشد بر سر تو خواهيم آورد و السلام . پس نوشته را به شاطر داده و او خود را به لباس جغتاى آراسته در دور قلعه مىگرديد و اندك رخنه در ديوار حصار بوده شب از آن رخنه داخل قلعه گرديده در گوشه‌اى مخفى شده صباح خود را به محمد باقر ديوان بيگى رسانيده و در خلوت نوشته « 1 » را به او داده ، چون مطالعه نمود . گفت كه اگر من بديع الزمان را به قتل برسانم ، يا آنكه او را گرفته محبوس نمايم ، آيا نواب خان به گفتهء خود عمل خواهد نمود ؟ همين گفته را به خدمت شاهى بيگ خان نوشته به شاطر گفت كه من بعد نواب خان كه خواهد به ما چيزى بنويسد ، محتاج آمدن كسى نيست . نوشته‌اى را به تيرى بسته در فلانه برج اندازند . شاطر از قلعه بيرون آمده آنچه شنيده بود عرض نمود . باز نوشته‌اى به محمد باقر نوشتند كه زن طلاق است كسى كه آنچه گفته و به شما نوشته‌اند به جاى نياورد . نوشته را چنين كه محمد باقر تعليم داده بود به برج انداختند . او باز در جواب نوشته كه امشب بديع الزمان ميرزا به دور حصار مىگردد چون به برج من برسد ، اگر ميسر شود خواهم گرفت و الا او را به قتل خواهم رسانيد ، شما در كمين بود [ ه ] خود را برسانيد « 2 » . اما محمد باقر ديوان بيگى به خدمت بديع الزمان ميرزا آمده عرض نمود كه خاطر بنده از طرف شاهى بيگ خان جمع نيست مبادا كسى با او سخن يكى كرده باشند . بلى كافر همه را به كيش خود پندارد . هر گاه ميرزا شب‌ها به برج
هامش
( 1 ) - اصل : نشسته . ( 2 ) - اين جمله مكرر بود : شما در كمين بوده خود را برسانيد .