ولايت ديگر برويد بهتر خواهد [ 184 ] بود ، اما در وقت ديگر سمرقند را به تصرف شما خواهيم داد . چون اين خبر به او رسيد ، كوچ خانه را با هفت هزار نفر كه اكثرى كوچ همراه داشتند برداشته روانه شده تا به كابل رسيد . شجاع - بيگ ولد امير ذوالنون كه در آنجا حاكم بود ، دروازهء كابل را بسته او را راه نداده كس نيز به نزد بابر پادشاه نفرستاد . پس بابر پادشاه دو كلمه به خدمت سلطان - حسين بايقرا نوشته و كس به هرات فرستاده كه ما ارادهء هندوستان نموده به كابل رسيديم شجاع بيگ دروازهء كابل را به روى ما بسته ، نگذاشت كه داخل كابل شويم به هر حال ما را از دعا فراموش مكنيد .
چون نوشته به خدمت سلطان رسيد ، بسيار بر او تأثير كرده فرمود كه بنويسيد به شجاع بيگ كه شما كابل را به بابر پادشاه پيشكش نموده خود روانهء زمين داور شويد كه ولايتى ديگر را از براى شما تعيين خواهيم كرد . و فرستادهء بابر پادشاه را خلعت داده و سى رأس به دو ، با زين و لجام و پانزده هزار تومان نقد و اقمشهء بسيار به جهت بابر پادشاه فرستاده و عذر خواسته بود .
اما چون فرستاده به خدمت بابر پادشاه رسيد ، سوقات سلطان را گذرانيده نوشته را داده بعد از مطالعه آن را بنزد شجاعبيك فرستاده و چون شجاعبيك سواد نوشتهء سلطان ديده ، باز قبول ننموده اطاعت نكرد . باز كس فرستاده او را منع نمود كه اگر از براى خاطر سلطان نباشد ، قلعه را به جبر گرفته تو را سياست خواهم نمود . باز اطاعت نكرده بابر پادشاه فرمود كه يورش به شهر انداخته ، شجاع بيگ با سپاه هر چند از بالاى برج تيرباران كرده سنگ ريختند ، فايده نكرده سپاه جغتاى خود را به دروازه رسانيده بودند ، كه شجاع بيگ كس به خدمت فرستاده امان طلبيده و بابر پادشاه نيز از براى خاطر سلطان از تقصير او گذشته فرمودند كه سپاه دست از جنگ بردارند . و شجاع بيگ پيشكش بسيار برداشته از قلعه بيرون آمده به خدمت بابر پادشاه رسيده پابوس نموده و
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٨٠