تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و [ چون ] خبر كشته شدن محمد مؤمن را به سلطان رساند [ ند ] دلگير گرديده كه درين وقت امير علىشير به خدمت آمده آنچه گذشته بود عرض نمود . پس سلطان لا علاج شده و سپاه بىحد جمع نموده به عزم محاربهء بديع الزمان - ميرزا ، از هرات بيرون آمده روانه گرديده و بعد از طى مسافت چون به مرو رسيده بود كه خبر آمد كه امير ذو النون ده هزار كس برداشته به كومك بديع - الزمان ميرزا رفته است و او نيز بيست هزار كس برداشته روانهء اين صوب است . [ 176 ] پس خواجه نظام الملك عرض نمود كه اين قسم جنگ و جدال در ميانهء پدر و پسر باعث بدنامى و رسوائى اين دودمان خواهد بود . اگر مقرر فرمايند كه بنده به خدمت بديع الزمان رفته او را منع و نصيحت نموده و به خدمت بياورم . سلطان خواجه را مرخص نموده ، خواجه روانهء خدمت ميرزا گرديد . چون خبر آمدن خواجه به ميرزا رسيد ، جمعى از بزرگان را به استقبال او فرستاده ، ايشان خواجه را دريافت نموده به خدمت ميرزا آوردند . چون خواجه ميرزا را ديده به زانو درآمده به ميرزا سجده كرد . ميرزا نيز از جاى خود برخاسته او را آورده در پهلوى خود جاى داده و سخن از هر جا گذشته تا به مطلب رسيد . خواجه منع نموده و پند و نصيحت بسيار به ميرزا داده سخن « 1 » خواجه ، ميرزا را قبول طبع افتاده فرمودند كه چون تو [ حق ] تعليم بر ما داريد ، از سخن شما تجاوز نخواهم نمود . پس امير ذو النون را به جانب بلخ روانه نموده خود با خواجه نظام الملك روانهء خدمت گرديدند . اما امير علىشير چيزى نوشته و به شخصى داده و فرستاده بود كه هرگاه ميرزا ارادهء هرات داشته باشد و اگر از منزل هم بيرون آمده بخواهد روانه گردد ، اين نوشته را به او برسان . چون ميرزا با خواجه يك منزل آمده بودند كه فرستادهء امير علىشير آن نوشته را به ميرزا رسانيد . ميرزا چون مطالعهء نوشته
هامش
( 1 ) - اصل : از سخن .