چون اين خبر به سلطان حسين رسيد ، سوكوار گرديده بود كه از جانب بلخ خبر آمده كه بديع الزمان ميرزا نيز عصيان ورزيده ياغى شده ارادهء تسخير هرات دارد . سلطان ، امير علىشير را طلب نموده فرمود كه او را به قتل در آورند .
[ امير علىشير ] به عجز و التماس در آمده تعهد نمود كه بديع الزمان ميرزا را در خدمت سلطان حاضر نمايد . پس امير علىشير روانهء بلخ گرديد . چون خبر آمدن او به بديع الزمان ميرزا رسيده ، به استقبال او بيرون آمده چون به يكديگر رسيدند ، امير علىشير پياده شده و كرنشى نموده و ميرزا نيز خجالت كشيده به سبب آنكه مدتى للهء او بوده ، پيشتر رفت دست او را بوسيده به اتفاق داخل شهر گرديدند و امير علىشير ، ميرزا را نصيحت بسيار كرده دلالت خدمت سلطان نموده ميرزا راضى گرديد .
اما سلطان از خديجه بيگم كه حرم او بود ، يك پسر كه مظفر حسين ميرزا نام و يك دختر كه گوهرشاد « 1 » بيگم نام داشته كه در هرات مدرسه و بقعهء بسيار ساخته بود ، فرمود كه گنبدى ساختند كه قريب به سى هزار تومان خرج آن گنبد شده بود و اراده داشت كه عظام حضرت امام رضا ( ع ) را از مشهد مقدس حركت [ 177 ] داده به آنجا نقل نمايد ، كه حضرت امام رضا در خواب به او گفتند كه نذر شما قبول است فسخ آن اراده نموده هر روزه خيرات بسيار به مستحقان مىداد .
اما چون خديجه بيگم خبر فوت محمد حسين ميرزا را شنيده بود به خدمت سلطان عرض نمود كه هرگاه بديع الزمان ميرزا از بلخ و محمد مؤمن ميرزا از طرف استراباد به جنگ تو بيايند چه خواهى كردن ؟ فرمود كه صلاح چيست ؟
گفت كه بايد كه حكومت استراباد را به مظفر حسين ميرزا شفقت كنيد كه او به
هامش
( 1 ) - اصل : شاه . گوهرشاد بيگم ، صاحب آثار و ابنيهء تاريخى در مشهد و هرات ، زوجهء سلطان شاهرخ - ميرزا ، فرزند و جانشين امير تيمور كوركان بود كه در ماه رمضان سال 861 به دستور سلطان ابو سعيد - ميرزا در شهر هرات كشته شد و در مسجد گوهرشاد هرات مدفون گرديد . ر ك : لغتنامهء دهخدا و حبيب السير جلد چهارم .