تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
حال صبر بايد كرد كه به عقل و تدبير شما را روانه نمايم . پس به خدمت سلطان آمده و پابوس نموده ، سلطان ازو روى گردانيده ، گفت كه در خانهء امير علىشير بوده باشد . و محمد حسين ميرزا چون به نزديك استراباد رسيد ، محمد مؤمن ميرزا ولد بديع الزمان ميرزا ، كس به نزد او فرستاد كه مراجعت كنيد كه به عبث كشته خواهى شد . محمد حسين ميرزا لا علاج شده مراجعت نموده روانهء دامغان گرديد . اما امير علىشير بديع الزمان ميرزا را تمهيد نموده ، ميرزا شب برخاسته به وسيلهء آنكه امير علىشير خبر ندارد ، روانهء استراباد گرديده و محمد حسين - ميرزا از دامغان به خدمت نواب گيتى ستان آمده به پاىبوس آن حضرت مشرف گرديده ، نواب كامياب بعد از محبت‌هاى بسيار الكاء ساوه و آوه و قم را به او شفقت فرموده . اما بديع الزمان ميرزا واهمه برداشته كه مبادا بعد از فوت سلطان حسين - ميرزا به امداد نواب گيتى ستان محمد حسين ميرزا بر سرير سلطنت نشيند . پس به عزم تاخت عراق روانه گرديده و به اتفاق حسين كياى چلاوى تا ولايت طهران آمده بودند . و محمد حسين ميرزا از ساوه به قم آمده چون نواب گيتى ستان در دار السلطنت اصفهان نزول اجلال داشته ارادهء تسخير ولايت خراسان داشت ايشان از طهران مراجعت نمودند و اين حكايت در آن وقت روى نمود كه بعد از آن نواب گيتى ستان از يزد به طبس رفته و در ولايت خواف « 1 » ، خواجه نظام الملك به خدمت آن حضرت مشرف گرديده و نواب كامياب از تقصيرات بديع الزمان ميرزا و امير علىشير گذشته پس مراجعت نمودند . پس خواجه نظام الملك به خدمت سلطان حسين ميرزا عرض نمود كه مبادا
هامش
( 1 ) - اصل : خاف .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 264 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب