دربر گرفته جبين او را بوسيده گفت كه من به غير تو كسى را ندارم .
اما شاهى بيگ خان ريش سفيدان را طلب نموده گفت كه ديديد كه اين جماعت چه بر سر ما آوردند ؟ محمود سلطان برادر خود را گفت كه شش هزار كس از سپاه انتخابى برداشته در هنگام جنگ در ميانهء فلان باغ در كمين بوده اين مرتبه كه مردم شهر با سپاه ارادهء بيرون آمدن نمايند ، من خود سر راه به ايشان خواهم گرفتن و در جنگ از ايشان فرار نموده روى به صحرا خواهم نهاد و آن جماعت بر سر خيمههاى ما آمده [ 167 ] تاخت خواهند نمود . چون اموال را برداشته كه مراجعت كنند ، بعد از آن شما از كمينگاه بيرون آمده آنچه از شما برآيد تقصير نكرده يكى را زنده نگذاريد .
محمود سلطان سپاه برداشته به كمينگاه رفتند . چون دو روز برين گذشته بود كه باز آتاليق سپاه اجامرهء شهر را برداشته بيرون آمده ريختند در ميان سپاه شاهى بيگ خان و او نيز قدرى جنگ و گريز كرده روى به فرار نهادند از ميان بدر رفتند .
و چون شاهى بيگ خان فرار نموده مردم شهر قيه زده و مفت خود دانسته ريختند در ميان سپاه شاهى بيگ خان و آنچه توانستند برداشته ، پيادهها به دوش گرفته روانهء شهر گرديدند كه در آن اثنا محمود سلطان از آن باغ بيرون آمده و سر راه بر آن جماعت گرفته تيرباران كردند . آتاليق با مردم شهر سراسيمه و حيران مانده از هيچ طرف راه گشادى نمىيافتند .
اما سلطان در فراز برج نظاره مىكرده كه آتاليق و مردم شهر به ورطه گرفتار گرديده ، پس ده هزار نفر سپاهى برداشته از شهر بيرون آمده و راهى از براى آتاليق و مردم شهر گشود . ايشان را برداشته داخل شهر گرديده و دروازه را محكم بستند . اما مردم آنچه زنده مانده بودند ، تمامى زخمدار شده و مقتولان ايشان قريب پنجاه هزار كس رسيده و شاهى بيگ خان باز مراجعت نموده به
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٥٤