ما گرفتهاى ! پس امروز نيز روزگار ما را برانگيخته كه تلافى مافات كرده آنچه از ما به حيله گرفتهاى از تو از روى انصاف گرفته شود . نهايت چون امروز روزگار برگشته و فلك تو را پايمال نموده ، اگر ما نيز به آزار تو درآئيم از مروت دور است . به هر حال آنچه از ما گرفتهاى تو مىدانى ، از روى رضا تسليم ملازمان ما كنيد . و اگر باز خواسته باشى كه با قزلباش جنگ كنيد و شما را مددى در كار باشد به ما اعلام نمائيد كه سپاه به كومك شما فرستاده شود و السّلام .
چون ايلچيان قيصر و قانصو نامه را برداشته به نزد علاء الدوله آمده چون داخل بارگاه شدند ؛ او را به صورت مهيبى ديدند كه بر روى تخت نشسته . پيش رفته سلام كرده دعا به جا آورده نامه را پيش تخت او بر زمين گذاشتند .
چون نامهها را مطالعه نمودند ؛ غضب بر او مستولى شده فرمود كه نامهها را پاره پاره كردند و انداختند . به ايلچيان گفت كه برويد و به آقايان خود [ 165 ] بگوئيد كه ان شاء اللّه تعالى شما را فردا در جنگ زنده گرفته و برداشته به روم و مصر برده در ميان آن شهرها هر دو پادشاه را سياست خواهم نمود . جواب همين است برخاسته خبر ببريد .
پس ايلچيان مراجعت نموده خبر آوردند . قيصر و قانصو چون اين خبر شنيدند واهمهء زياد برداشتند . اما روز ديگر هر دو سپاه از جاى درآمده صفها آراستند ، در جنگ در پيوسته جمعى از طرفين مقتول و مجروح شده ، در آخر دست از جنگ بازداشته هر يك به آرامگاه خود رفتند .
اما قيصر چون ازين جنگ مراجعت نموده صلاح خود را فرار ديده نصف شبى آنچه داشتند به جاى گذاشته و هر يك روانهء ولايت خود گرديدند . و چون صبحى خبر فرار ايشان به علاء الدوله رسيد ، بفرمود كه اسباب ايشان را سپاه ذو القدر متصرف شده مراجعت به قلعهء درنا نموده [ تا ] از روزگار [ چه ] پيش آيد .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٥١