تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

ذكر خروج شاهى بيگ خان ابن ابو الخير خان و گرفتن او تركستان را از اولاد امير تيمور كوركانى و مقدماتى كه به ظهور پيوست « 1 »

اما چون شاهى بيگ خان نيز از اولاد چنگيز خان بوده و در ملك جيران تركستان به سر مىبرد ، اما ولايتى و حكومتى نداشته و كل ولايت تركستان را اولاد امير تيمور كوركانى حاكم بوده‌اند . پس شاهى بيگ خان شنيد كه سمرقند كه پايتخت بوده و سلطان احمد خان بن ابو سعيد كوركانى حاكم آنجا بوده‌اند فوت شده و على ميرزاى ولد او به حكومت نشسته و حاكم انديجان كه عمر شيخ - ميرزاى كوركانى بوده او نيز وفات يافته و بابر ميرزاى ولد عمر شيخ به جاى پدر نشسته . شاهى بيگ خان چون ولايت تركستان را نوعى ديگر ملاحظه نمود ارادهء خروج را به خاطر خود مصمم « 2 » كرده عريضه به خدمت قاسم خان پادشاه دشت قبچاق به اين مضمون نوشته كه : خان كلانتر و نايب چنگيز خان را اعلام آنكه تا حال آفتاب اقبال اولاد چنگيز خان در پس پردهء حجاب سحاب روزگار ناپيد [ ا ] بوده‌اند و حال الحمد للّه كه شب ظلمانى اين دودمان به صبح وصال نورانى رسيده ان شاء اللّه تعالى پرتو نور آفتاب چنگيز خانى از افق مشرق طالع شده ، باز جهان از يمن دولت اين دودمان رشك بهشت برين خواهد شد . و حكايت پادشاهان تركستان اين صورت بهم رسانيده و مخلص را ارادهء خروج در خاطر خطور نموده . ملتمس آنكه خان خان كلان و نايب چنگيز خان ، دوازده هزار نفر به مدد اين داعى شفقت نموده بفرستد كه با سپاهى كه در اين وقت بر سر داعى جمع شده‌اند برداشته روانهء سمرقند گرديده پايتخت را [ 166 ] از اولاد امير تيمور گرفته و از آنجا به انديجان رفته بابر ميرزا ولد عمر شيخ را از پيش برداشته از توجه خان كلان باز اولاد چنگيز خان
هامش
( 1 ) - مربوط به سال 905 است . ( ر . حبيب السير . ج 4 ص 276 ) . ( 2 ) - اصل : مسمم .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 252 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب