برادر « 1 » اين نامرد دو مرتبه است كه آمده و هر بار خرابى بسيار و اسير و مال و اسباب رعيت را برده است ، مىخواهم بروم بيمار نمىتوانم . مىخواهم به روى كارى بر سر قيصرزادهء خيرهسر بياورى كه ديگر آرزوى تاخت و تالان نكند .
قراخان گفت منت مىدارم . اگر سلطان سليم رفته باشد از عقب او بروم ؟
خان محمد خان گفت نه ، تاخت حوالى ارزنجان « 2 » را ميكنى و برمىگردى .
ده هزار كس همراه كرده و روانه نموده . احمد سلطان را فرمود كه پيشروز « 3 » چرخچى باشد . دوازده هزار رفتند به تاخت ارزنجان « 4 » .
[ در ] ذكر تاخت كردن قراخان ارزنجان را و ايلچى فرستادن محمد خان با لباس زنانه به جهت سلطان بايزيد سلطان روم ، گويد
اما چون قراخان با آن سپاه از آب برجوك گذشت ، به هر جا كه مىرسيد ، از ترس شمشير قزلباش مردم آن سرحد دست زن و فرزند خود را گرفته به قلههاى جبال مىرفتند و مال و اسباب و گله و رمهء ايشان را قزلباش غارت مىنمود . چون به پنج منزلى ارزنجان رسيدند ، خبر به پادشاه ارزنجان فرستادند كه قراخان با درياى لشكر به تاخت ارزنجان مىآيد .
دو روز بود كه سلطان سليم رفته بود . پاشاى ارزنجان [ گفت ] بروند و هر كس [ را ] درين حوالى خبر كنند كه خود را از قلعهء ارزنجان [ بيرون ] بكشند و زود خود را برسانند كه مبادا قزلباش غارت نمايند . و رفتند هر كس را كه مركب بود كوچ نموده . و به اطراف و جوانب خبر فرستادند كه لشكر از سرحدها به مدد بيايند ، اگر احيانا مدتى در پاى قلعه بمانند سپاه به مدد مردم برسند كه مردم قلعه
هامش
( 1 ) - اصل : « اى برادر » مكرر بود .
( 2 ) - اصل : زنجان و از زنجان . و در ديگر صفحات نيز به اين دو شكل آمده بود و اصلاح گرديد .
( 3 ) - اصل : زنجان و از زنجان . و در ديگر صفحات نيز به اين دو شكل آمده بود و اصلاح گرديد .
( 4 ) - ظ : پيش رو .