نموده قسم به زن طلاق ياد كردند كه تا پاى علم محمد خان رفته كور شاهرخ را نجات دهند . از جاى خود حركت كرده روى به ميدان نهادند كه جاسوسى آمده اين خبر را به محمد خان رسانيده ، محمد خان فرمودند كه كور شاهرخ را گردن زده سرش را به نيزه « 1 » كرده چون جنگ مغلوبه گرديده و سپاه ذوالقدر سر كور - شاهرخ را ديدند ، خيمه و سراپرده و اموال و اسباب را به جاى گذاشته راه فرار پيش گرفته به جانب قلعهء درنا بدر رفتند . و از سپاه ذوالقدر هشت هزار و پانصد نفر به قتل آمده بودند .
پس از جنگ و قتال ، محمد خان عريضهاى در باب فتح به خدمت نواب اشرف نوشته و سرهاى پسران علاء الدوله [ را ] با ديگر مقتولان به خدمت آن حضرت فرستادند . نواب گيتى ستان تحسين محمد خان نموده خلعت از براى او و قراخان مع اسب و لجام مرصع تاج و طومار و كمر خنجر مرصع فرستاده و از براى اكثر ريش سفيدان خلعت شفقت فرموده و كور شاهرخ را بنابر عريضهء محمد خان شاهرخ - سلطان خطاب فرمودند . و رقم قضا توأم به محمد خان نوشته كه اگر علاء الدولهء ذوالقدر با سپاه شقاوت اثر به آن صوب آيد ، به زودى به عرض نواب همايون ما برسانيد كه رايات نصرت آيات را به آن صوب در حركت آورده او را به جزا رسانيم .
پس چون رقم مبارك با خلعت شفقت به محمد خان رسيده ، خلعت پوشيده جاسوس به جانب قلعهء درنا فرستاد كه آنچه در خدمت علاء الدوله گذشته باشد خبر عرض نمايد .
و چون سپاه شكستهء ذوالقدر به قلعهء درنا رسيده آنچه گذشته بود به خدمت علاء الدوله عرض نمودند و علاء الدوله از قتل آمدن پسرها گريبان چاك زده در خاكستر نشست و بعد از آن سياهپوش گرديده تمام سپاه او سياپوش گرديدند .
هامش
( 1 ) - اصل : بنزه .