تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
زنجير در گردن گذاشته به خدمت نواب گيتى ستان خواهد فرستاد و بعد از آن به قلعهء درنا رفته تاراج نموده و تاج و تخت پدر شما را بر هم زده « 1 » او را مقيد و محبوس نموده به درگاه عرش اشتباه روانه خواهد نمود . پس ايلچى از خدمت قراخان آمده آن چه گذشته بود به خدمت ايشان عرض نمود . چون آن سخن‌ها شنيدند ، گفتند كه زن طلاق باشد كه على الصباح هر كس دست به شمشير روى به قلعه ننهاده و نرود « 2 » . پس روز ديگر آن دو برادر با سپاه ذوالقدر پياده سپرها در سر كشيده روى به قلعه نهادند . اما قراخان پيش از آن گفته بود كه اگر اين سى هزار كس روى به قلعه آورند ، در يك دم قلعهء افلاك با خاك برابر خواهند كرد . پس فرمود كه كيسه‌هاى باروت و سنگ‌هاى گران و كوزه‌هاى نفت و انبانچه « 3 » هاى پر از ميخ و زنجيرهء باروت حاضر كرده بودند . چون سپاه ذوالقدر با آن جمعيت روى به آن قلعه نهاده به كنار خندق رسيدند ، كه آن هزار نفر سپاه قزلباش از بالاى قلعه به كمان‌دارى برآمده به ضرب تير و تفنگ جمعى را مقتول و مجروح نموده كه سپاه ذوالقدر ريختند به پاى قلعهء حصار قراحميد كه قراخان فرمود كه سنگ‌هاى گران از بالا به زير انداخته جمعى را مغز پريشان نموده بعد از آن كيسه‌هاى باروت به آتش زده انداختند ، كه بسيارى از مردم ايشان را سوختند و دود باروت تمام عالم [ را ] تيره و تار نموده بود كه اردوان بيگ نيز به آتش باروت هلاك شده سوخته گرديده بود . چون سپاه ذوالقدر نصف بيشتر سوخته و [ 147 ] زخم‌دار گرديده بودند ، از پاى حصار مراجعت كرده به اردوى خود آمدند . اما كور شاهرخ احوال
هامش
( 1 ) - اصل : به قلعهء درنا رفته پدر شما را تاراج نموده و تاج و تخت بر هم زده . ( 2 ) - اصل : بقلعه نهادند و نروند . ( 3 ) - اصل : انبان چهاى .