كنيد . محمد خان كيست كه به جنگ او برويد ! ما مىرويم و او را گرفته دست بسته به خدمت تو مىآوريم . علاء الدوله گفت كه مىترسم زمانه بىوفائى نموده داغى بر بالاى داغ من نهيد . پس فرمود كه شما دو برادر را مرخص كردم برويد .
اردوان و كور شاهرخ ولدان او با سى هزار نفر روانهء جنگ محمد خان و قراخان گرديدند . چون به پاى قلعهء قراحميد رسيد [ ند ] فرود آمدند و خبر به قراخان رسيده خواست كه از قلعه بيرون آمده با ايشان جنگ كند ، فكرى كرده با خود گفت كه شرط سردارى و قلعهدارى نيست كه از قلعه بيرون آمده با اندك مردم با سپاه بسيار در برابر ايستاده جنگ كند . پس قرار [ 146 ] به قلعهدارى داده تدارك خود را ديده بر فراز برج قلعه برآمده ديد كه سپاه بىشمار با خيمه و خرگاه قريب يك فرسنگ راه دور قلعه را فرو گرفته نشستهاند .
اما اردوان بيگ و كور شاهرخ نامهاى به اين مضمون به قراخان نوشته فرستادند كه :
سبب از قلعهدارى و آزار تو چيست ؟ اگر به اميد كومك برادرت نشستهاى كه او به اين جا آمده جنگ خواهد كرد ، او چون خبر سپاه دريا خروش ما مىشنود ديار بكر را گذاشته راه تبريز را پيش گرفته خواهد رفت . و بعد ازين تو با اين سپاه كوه بنياد چه خواهى كردن ! برخاسته شمشير به گردن انداخته به خدمت ما بيا كه تو را برداشته به خدمت پدر خود رفته التماس تو را كرده بگوئيم چون از قضاى آسمانى در جنگ اين چنين ظاهر شد ، خون تو را به ماها خواهد - بخشيد و الا بعد از آن كه جبرا و قهرا قلعه را به دست آوريم ، تو را با آن هزار نفر قزلباش به قتل خواهيم آورد ديگر خود مىدانيد .
چون نامه و ايلچى ايشان به قراخان رسيد ، به ايلچى گفت كه به پسرهاى علاء الدوله بگوئيد كه شما فكرى از براى خود بكنيد كه ان شاء اللّه تعالى محمد - خان برادرم به اين جا خواهد آمد و شماها [ را ] در جنگ خواهد گرفت و غل و
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٢٣