تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
او گفت كه هر چه خواهيد [ 145 ] بكنيد كه من مثل علاء الدوله هوادارى دارم و تدارك خون مرا به شما خواهد كردن . خان فرمودند كه مرا به خاطر مىرسيد تو را به خدمت نواب اشرف بفرستم كه شايد از براى خاطر برادرت تو را بخشيده آزاد كند ، و حال خود قابل زندگى نيستى . محمد خان فرمود كه محمدى سلطان را گردن زده سر او را با سر ولدان علاء الدوله به خدمت نواب اشرف فرستادند . بعد از آن قراخان را با يك هزار كس در قلعهء قراحميد گذاشته و سفارش‌ها نموده خود روانهء ديار بكر گرديد . و سپاه ذوالقدر نعش پسرهاى علاء الدوله را برداشته به جانب قلعهء درنا روانه شدند و خبر به آن قلعه رسيد كه سپاه ذوالقدر مراجعت نموده مىآيند . اما كسى از ترس به علاء الدوله نتوانستند گفتن كه پسرهاى تو به قتل آمده‌اند . پس علاء الدوله پرسيد كه محمد خان را كشته‌اند يا زنده مىآورند ؟ گفتند معلوم نيست كه چه روى داده . چون روز ديگر شد باز خبر آمد كه فردا داخل « 1 » خواهند شد . پس علاء الدوله به پسرهاى خود فرمود كه به استقبال برادران خود بيرون رويد . ايشان با ريش - سفيدان ايل به استقبال سوار شده چون يك منزل آمده به سپاه ذوالقدر رسيده كه علامت تابوت ظاهر شد و خبرها معلوم ايشان شده ، گريبان نيز چاك كرده خاك بر سر خود كردند و بعد از آن مراجعت كرده به قلعهء درنا آمده . چون علاء الدوله اين خبرها شنيد فرياد و فغان برداشته قسم ياد نموده كه تا قاتلان پسران خود را به دست نياورم آرام نگيرم و من از دو پادشاه عظيم الشأن باج و خراج مىگيرم و امروز از اولاد شيخ صفى اين همه خواهم كشيد ! پس سى هزار نفر از سپاه ذوالقدر را سان ديده كه خود روانهء جنگ محمد خان گردد ، كه پسرها به او گفتند كه تو سررشتهء دولت را از دست داده ، نمىدانيد كه چه مى -
هامش
( 1 ) - اصل : نيز داخل .