تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
ديگر او را به سخن نگذاشته عنان مركب را به جانب ميدان معطوف گردانيده سر راه را تنگاتنگ به عزم جنگ به سارو قبلان گرفته ، چون چشم ساروقبلان بر او افتاد ، گفت كه محمد خان توئى ؟ او گفت كه بلى . شما ما را طلب نموده بوديد . پس گفت كه چه ايستاده‌اى بگرد تا بگرديم . القصه شروع در جنگ نموده دو ساعت تمام درهم آويخته بودند از نيزه و تير و كمان كارى نساخته ، دست به قائمه شمشير الماس رنگ كرده بر ترك و تارك هم نواختند . از بس كه در ميان آهن و فولاد غوطه خورده بودند ، شمشير اثرى نداشت . پس قراخان فكرى كرد كه بر بدن اين ديوسار شمشير كار نمىكند ، بايد به عقب گردن شمشير نواخت شايد كارى كرد . و ساروقبلان را نيز همين به خاطر رسيده بود كه قراخان در حين گيردار همچنان شمشيرى بر گردن او زد كه سر ساروقبلان را مثل خيار از تن جدا نموده بر - زمين افتاد . پس صداى اللّه اكبر از قزلباش برخاست . سارو اصلان گريبان چاك نموده روى به ميدان نهاده و سپاه [ 144 ] ذوالقدر به يك مرتبه به ميدان ريخته و محمد - خان نيز از جاى درآمده و جنگ مغلوبه گرديد و عجب هنگامه‌اى رو داده و سارو اصلان فرياد برداشته و قراخان نيز رو به او آورده چون به همديگر رسيدند ، بعد از گفتگو و تبريد « 1 » نبرد ، قراخان همچون تيغى بر كمر سارو اصلان نواخت كه به دو نيم كرده . محمد خان با سپاه ظفر شعار مىزد و مىبست و مىكشت كه درين وقت كه سارو اصلان و سارو قبلان هم به قتل رسيده بود « 2 » ، شكست در ميان سپاه ذوالقدر و تركمان راه يافته و راه فرار پيش گرفته متفرق گرديدند . خيمه و خرگاه و اسباب و اموال را به جاى گذاشته . اما نعش سارو اصلان و سارو قبلان همراه بود و به صد فلاكت خود را به آب درنا گذرانيده و از جسر گذشته از
هامش
( 1 ) - ظ : طريد ( به معنى بازى با سلاح در ميدان جنگ ) . رجوع شود به لغت‌نامهء دهخدا و لغتنامهء دار ابنامهء بيغمى چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب . ( 2 ) - اصل : سارو قبلان همراه بود و بقتل رسيده شكست .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 220 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب