تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
خود را [ بىصرفه ديده ] راه فرار پيش گرفته كه بدر رود ، چون ميان اردو بازار رسيده كه سپاه ظفرپناه وى را شناخته دو سه زخم شمشير بر او زده با آن زخمدارى خود را بيرون انداخته به عقب نگاه مىكرد و مىرفت و سپاه ظفرپناه دست به قبضهء شمشير زده بر فرق كردان نواخته تا خبردار شدند كه چهار هزار نفر ايشان را به قتل آورده بودند و اكثرى زخم‌دار از پيش بدر رفتند . و محمدى سلطان صداى هاىهوى شنيده كس فرستاد كه ببيند كه چه واقع شده است . به او خبر دادند كه سپاه كرد شبيخون بر سر قزلباش آورده‌اند و سپاه قزلباش فرار نموده رفته‌اند . محمدى سلطان گفت كه محمد خان همچنان مردى نيست كه از سپاه كرد محمودى بگريزد البته حيله كرده است . از قلعه بيرون نيامد كه بعد از ساعتى صداى كرناى قزلباشى برآمده گفت كه حال ببينيد كه ازين صداى كرنا چه خبر شده است ؟ كس آمده و فرار كرد را خبر آورده و آن چه گذشته بود شرح نمود . او گفت كه حال من مىدانم كه محمد خان مرد مردانه ايست و از سپاه كرد فرار نمىكند . غازيان قزلباش سرهاى كردان را به خدمت محمد خان آورده « 1 » ريختند و چون به شماره درآوردند ، چهار هزار كس به قتل آمده [ بود ] . پس محمد خان از آن مرد كرد كه خبر آورده بود پرسيد كه سپاه كرد كه همراه شما بودند چند هزار كس بودند . او گفت كه هفت هزار كس بودند . خان فرمود كه يكى نخواهم گذاشت كه [ از ] ايشان بدر روند . قراخان را با سه هزار كس در پاى قلعه گذاشته و خود سه هزار كس را برداشته به ايلغار در عقب سپاه كرد روانه گرديد . و روز ديگر كردان در ميان مرغزارى اسبان خود را به علف سر داده بودند و اكثرى زخم‌دار
هامش
( 1 ) - اصل : آمده .