تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
از براى احمد سلطان آوردند كه عثمان پاشا با دوازده هزار كس بر سر تو مىآيد . احمد سلطان سپاه را جمع نموده فرمود كه [ 139 ] هر يك دو مركب برداريد كه مىخواهم كه شبيخون مترددى بزنم كه من بعد ارادهء چنين جرأتى نكند ، سپاه تمام يك دل و يك جهت بودند . گفتند : - مصرع - هر جارود آن سرور ما در قدميم . هر كس كه بود دو مركب برداشته از قلعه بيرون آمده و جاسوس پيش فرستادند . روميان در سه منزلى مأوا داشتند تا قلعه ، كه آن هجده فرسنگ را دوازده فرسنگ آمده در عقب كوهى فرود آمده و عثمان پاشا فرمود كه جاسوسان بروند و خبرى بياورند و خود فرود آمدند ، به خاطر جمع برهنه شدند كه در آن اثنا احمد سلطان فرمود كه قزلباش از جاى خود درآمدند و يك بار خود را زدند بر آن دوازده هزار كس . تا مىخواستند بر خود بجنبند كه خيمهء عثمان پاشا را در ميان گرفتند و او را گردن زدند و سر او را بر سر نيزه كردند و شمشير كشيده در ميان سپاه رومى افتادند . و ايشان اين قدر صبر كردند كه هر كس را نظر بر مركبى افتاد ، برهنه سوار شده به جانب ارزنجان مىرفتند . درين ساعت فتحى روى داد از بركت ائمهء معصومين . خيمه و خرگاه و اموال و اسباب هر چه داشته احمد سلطان برداشته با شش هزار سر به جانب قلعه روان شدند كه وقت « 1 » عصرى از ديار بكر محمد خان استجلو به مدد مىآمد ، احمد سلطان فرمود كه سرهاى رومى را برداشته پيشواز خان محمد خان بيگلربيگى بردند و خود نيز به استقبال رفت . خان چون آن مردانگى ازو ديد ، تحسين فرمود . احمد سلطان شرح جنگ را بيان نمود . خان گفت روى تو سفيد . حقا كه آن شأن دارى كه حضرت شاه مىفرمود مكرر با فقير كه اگر احمد سلطان بىتاب نبود ، در جنگ او را سپهسالار لشكر مىكردم [ چيزى ] كه دارد بىفكر است . بارى سه روز خان را ضيافت كرده پيشكش بسيار از نظر گذرانيد . روز چهارم خان مىخواست كه به
هامش
( 1 ) - اصل : وقتى .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 213 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب