هر گاه من بعد ازو حركتى ظاهر شود ، بنده گنهكار درگاه شما بوده باشم . باقى صاحب اختياريد و السلام .
و چون نامهء علاء الدوله به نظر كيميا [ اثر ] رسيده در جواب فرمودند كه علاء الدوله قسم به ذات پاك اللّه تعالى ياد نمايد كه چون رايات جاه و جلال روانهء ولايت ايران گردد او با سپاه بر سر ملازمان ما نيايد و از كنار آب درنا پيشتر نيايند . نواب همايون ما او را امان خواهد داد و الا فلا .
چون اين خبر به علاء الدوله رسيده ، قسم به اين شرط به ذات اللّه ياد نموده قسم نامچه نوشته به نظر كيميا اثر رسانيدند .
نواب كامياب حكومت قراحميد را به محمدى سلطان تركمان شفقت فرموده بود كه برادر محمدى سلطان به عز عرض رسانيد كه بنده او را پاك نمىدانم . پس قلعهء برجوك را به او دادند و حكومت قراحميد را به ديگرى رجوع فرمودند .
و اما محمدى سلطان هنوز در قراحميد بود كه نواب گيتى ستان با فتح و فيروزى كوچ فرموده به جانب تبريز و آذربايجان روانه گرديد و با جاه و جلال داخل شده ، چون دو ماه برين گذشت ، محمدى سلطان تركمان همچنان كه برادر او به عرض رسانيده بود ، دل دگرگون كرده سكه را به نام علاء الدوله زده و خطبه به نام اصحاب ثلثه خوانده كس به خدمت علاء الدوله فرستاده عرض [ 138 ] نمود كه سكه و خطبه را چنان نمودهام و قراحميد را از براى شما ضبط نمودهام و محمد خان با شش هزار كس از استجلو در ديار بكر مىباشند ، چون اين خبرها را بشنود به جنگ ما خواهد آمد ؛ شما كومك ما بيائيد كه ضرور است .
چون كس محمدى سلطان به نزد علاء الدوله آمده ، او در عافيت بر روى خود مسدود نموده سارو اصلان و سارو قبلان پسر خود را سردار كرده با شانزده هزار كس روانهء قراحميد نموده . و چون خبر ناپاكى محمدى سلطان به محمد - خان استجلو رسيده در دم با شش هزار كس از استجلو در ديار بكر سواره شده روانهء
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢١١