تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
هر تقدير آن نامراد را در غل و زنجير مقيد نموده و پالهنگ در گردن گذاشته به درگاه جهان‌پناه ما بفرستيد كه ما نيز او را دست‌آويز خود نموده و شما را نيز به حال خود گذاشته و مراجعت نمائيم و الا نحو ديگرى به خاطر شما برسد ، به تحقيق دانسته بدانيد كه تا مادام كه شما را به دست درنياورم و سر سلطان مراد نامراد را از قلعهء بدن جدا نسازم ازين پاى قلعه مراجعت نخواهم كرد . باقى شما بدانيد و السلام . چون نامهء نواب كامياب به علاء الدوله [ 137 ] رسيد ، بعد از مطالعه بر - مضمون نامه مطلع شده ، ديد كه نواب در باب بدست آوردن سلطان مراد مبالغه دارند . فرمود كه جواب نامه به اين مضمون بنويسيد كه : بر راى نواب گيتى ستان و شكنندهء گردن گردن‌كشان و آن برگزيدهء لطف حضرت يزدان و آن فرزند حضرت امير مؤمنان « 1 » مخفى نماناد كه امروز بنده در ميان پادشاهان اطراف عالم اسمى داشته‌ام . به اغواى مفسدى چند ، با ملازمان جنگ كردم « 2 » ، هشتاد هزار از تركمان و ذوالقدر به كشتن داده دانستم كه شما را حضرت پروردگار از ميان خلق برگزيده و كسى با برگزيدهء خداى عالم نمى - تواند برآمد ، خود را متوارى ساخته در قلهء اين كوه با اين حال گرفته نشسته‌ام . هر گاه ملازمان آن عالى شأن بنده را به حال خود گذاشته باشند شرط مىكنم كه من بعد در كنار آب درنا پيش‌تر نيايم و ولايت ديار بكر را پيشكش غلامان شما نموده دست برداشته‌ام . ديگر در باب فرستادن سلطان مراد كه فرموده بودند ، امروز بر ملازمان ظاهر است كه از اولاد حسن پادشاه همين سلطان مراد مانده و باقى عطفهء شمشير آن شهريار گرديده‌اند و او نيز پناه به من آورده است و حال داماد ماست . التماس دارم كه از براى قبر حسن پادشاه كه شما نيز از اولاد ايشانيد ، كه اين مرتبه از سر تقصير او گذشته به بندهء خود ببخشيد و بنده ضامن مىشوم كه
هامش
( 1 ) - اصل : امير المؤمنان ( 2 ) - اصل : كردن .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 210 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب