بيگ لله نزول نموده و جماعت ذوالقدر اموال و اسباب قزلباش را در ميان قسمت نموده تصرف كردند و آنچه از حسين بيگ لله مانده بود . به سر كار سارو اصلان ثبت شده .
و اردوى گردون شكوه در چهار فرسخى آب درنا نزول اجلال داشتهاند ، در آن نصف شب يك نفر از جوانان صوفى خود را به اردوى معلى رسانيده از شبيخون سارو اصلان و فرار قزلباش خبر داده و اين خبر را به عز عرض نواب گيتى ستان در آن شب رسانيدند .
نواب كامياب بسيار دلگير شده گفت كه مبادا لله كشته شده باشد ! پس در همان ساعت به دولت و اقبال با سپاه ظفر شعار به ايلغار سوار شده متوجه كنار آب درنا گرديدند و چون قدرى راه طى نمودند ، كه حسين بيگ با سپاه قزلباش رسيده به پابوس مشرف گرديدند . حكايت را به عرض رسانيد كه سارو اصلان اين قسم شبيخون كرده . نواب كامياب فرمودند كه اى لله بىدماغ مباشيد كه مقدمات جنگ گاهى فتح است و گاهى شكست است .
پس نواب كامياب روانه گرديده وقتى به اردوى ذوالقدر رسيد كه سارو اصلان در خيمهء حسين بيگ به استقلال تمام نشسته بود . مقرر فرمودند كه كرناى كشيده دور اردوى سپاه ذوالقدر را در ميان گرفته و نواب اشرف شمشير در سپاه ذوالقدر كشيده و سپاه قزلباش داد مردانگى [ 136 ] داده جمعى كثير را مجروح و مقتول نموده .
چون سارو اصلان خبردار گرديد و سوار شده خود را به كنار آب رسانيده و هنوز جمعى از سپاه نرسيده بودند كه از كشتى گذشته و كشتى را شكسته روانهء خدمت علاء الدوله گرديد . پس هر چه از سپاه ذوالقدر كه در عقب مانده بودند ، از ترس نواب گيتى ستان خود را در آب دريا انداخته غريق فنا گرديدند .
اما اول روز ، كس سارو اصلان به خدمت علاء الدوله آمده خبر فتح آورده كه
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٨