شيخ اغلى است كه رسيد ، حال جاى ما و تو در اين جا نيست بايد به عقب سپاه رفتن .
اما نواب كامياب شكست بر سپاه او انداخته خود را به پاى علم رسانيده علاء الدوله و سلطان مراد را نديده احوال ايشان را پرسيده ، گفتند كه چون آثار و علامت شما ظاهر شد ، ايشان به عقب سپاه رفتند . پس نواب كامياب علم او را از پا درآورده چون قزلباش علم خصم را نگون ديدند از جاى درآمده ، ريختند در ميان سپاه ذوالقدر و به توفيق پروردگار عالم شكست بر سپاه ذوالقدر افتاده راه فرار پيش گرفته متفرق گرديدند .
و چون علاء الدوله و سلطان مراد چنان ديدند راه قلعهء درنا گوهر را پيش گرفته از ميان به كنارى فرار نمودند و چون ايشان فرار نمودند نواب گيتى ستان با فتح و فيروزى و دولت و اقبال تشريف به بارگاه علاء الدوله آورده نزول اجلال فرمودند ؛ و سپاه نصرتپناه به كسب كسيب مشغول شده تمامى اموال و اسباب و خيمه و خرگاه سپاه ذوالقدر و تركمان را تصرف نموده تاراج كردند .
اما نواب كامياب چون مشخص نمود كه علاء الدوله فرار نموده به قلعهء درنا - گوهر رفته است . حكومت ديار بكر را به محمد خان استجلو شفقت فرموده با سپاه نصرتپناه قزلباش كوچ فرموده از عقب علاء الدوله و سلطان مراد روانه گرديده و مقرر نمودند كه حسين بيگ لله دو هزار كس برداشته روانهء كنار درنا گرديده نگذارد كه سپاه خصم به اين طرف تردد نمايد . حسين بيگ با سپاه قزلباش آمده در كنار آب درنا نزول نمود .
اما چون علاء الدوله به قلعهء درنا گوهر رسيد ؛ به سارو اصلان پسرش فرمود كه : دو هزار نفر برداشته به كنار آب درنا رفته [ 134 ] مگذار كه شيخ اغلى با سپاهش از آب بگذرند و سارو اصلان پسرش با سپاه به كنار آب آمده ديد كه سپاه قزلباش به آن طرف آب خيمه و سراپرده بر سر پاى كرده نزول نمودهاند . پس
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٠٥