تركمان از ما دورى مىكنند سبب چيست . به هر تقدير هر گاه آن خان رفيع مكان از روى اعتقاد به درگاه عرش اشتباه آمده يقين حاصل است كه نواب كامياب او را با اقوام و انصار در ظل حمايت خود جاى داده شفقتها نسبت به ايشان خواهد نمود . و بنده تعهد مىنمايم خاطر از همه جهت جمع بوده باشد ، و الا نحو ديگرى روى دهد از ما ندانند . زياده باعث تصديع ايشان نمىشود . ايام به كام باد و السلام .
و اما امير خان [ 124 ] در اضطراب افتاده هيچ گشادى در كار خود نمىديد ، الا اطاعت كردن . و با خود خيال مىكرد كه تا حال هيچ كس از امراى آق - قوينلو و قراقوينلو اطاعت نكردهاند . هر گاه من اطاعت كنم ، اميد هست كه آبروئى در خدمت آن حضرت داشته باشم . در اين وقت قاصد به نزد او آمده رقعهء دورمش خان را به او داده ، چون مطالعه نموده سبب از براى رفتن خود بهم رسيد . پس دو كلمه به اين مضمون در [ جواب ] رقعهء دورمش خان نوشت كه :
بر راى خان عالى شأن و امراى ايران مخفى نماناد كه بنده را هرگز به خيال نگذشته و نخواهد گذشت كه سر از اطاعت و بندگى پيچيده در آمدن درگاه عرش اشتباه خود را معاف دارم . استدعا دارم كه آن رفيع مكان چند روزى در آن مكان ، نواب كامياب را به بهانهء شكار نگاه داشته كه اين كمترين پيشكش سر - انجام نموده به خدمت مشرف گردم .
پس شاطر دورمش خان را خلعت داده و خود كس همراه نموده و در پنج فرسخى يا پنج منزلى موصل ، عريضهء امير خان به خدمت دورمش خان رسيده و او به عز عرض رسانيد . نواب كامياب به سير و شكار مشغول گرديدند و در آن وقت بعضى از امراى نامدار به عرض رسانيدند كه درين حوالى قلعهاى هست كه قاسم بيگ - پرناك حاكم و كوتوال آن قلعه است و صلاح دولت در آن است كه تا رسيدن امير خان او را به اطاعت در آوريم .
پس رايات جاه و جلال روى به آن قلعه نهاده ، چون خبر توجه سپاه ظفر -
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٩١