تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اما چون نورعلى خليفه به روم رفته و خبر به صوفيان رسيده ، قريب به ده هزار نفر صوفى بر سر او جمع شده و نامه را از دست او گرفته بر چشم خود ماليده زيارت مىكردند و كفش نواب همايون [ را ] نيز نورعلى خليفه به نزد صوفيان برده بود . و ايشان آن كفش را بوسيده و بر ديدهء خود گذاشته مىگفتند كه خوشا حال شما كه هر روزه ديدار مرشد كامل را مىبينيد . پس نامه را گشوده نثارهاى بسيار ريخته نزديك بود كه جان خود را نثار كنند و بعد از آن نامه را خوانده همه به يك بار از جاى برخاسته بعضى پاى خلفا را بوسيدند و بعضى دست او را مى - بوسيدند و مىگفتند كه امر از مرشد كامل است كه ما تو را خدمت نموده سر در قدم تو خواهيم گذاشت . چهار هزار خانهء صوفى و صوفىزاده به يك مرتبه با خلفا بيعت كردند و در اندك زمانى نورعلى خليفه را كوكبهء زيادتى در آن ولايت بهم رسيده به مرتبه‌اى كه پنجاه هزار كس بر سر او جمع شده بودند . پس خلفا ارادهء حركت نموده چون ديد كه جمعيت بسيار شده و مىشود ، كه جمعى را گفته كه در خانه‌هاى خود باشيد تا هر وقت كه شما را طلب كنيم بيائيد . پس [ از ] آن ، هزار خانهء صوفى با جمعى ديگر همراه برداشته روانه گرديد ، چون به حوالى حلب رسيد اين خبر را به فايق [ 123 ] پاشا كه حاكم حلب بود رسانيدند . فايق پاشا سپاه خود را برداشته به استقبال نورعلى خليفه به عزم جنگ بيرون آمده چون به هم رسيدند ، آن هر دو لشكر در برابر يكديگر صف سپاه آراسته شروع در جنگ نموده ريختند در ميان هم و جنگ مغلوبه شد . صوفيان صافىدل مثل اژدهاى دمان در ميان سنيان افتاده شكست بر سپاه فايق پاشا افتاده سپاه روم گريزان بدر رفتند و تمام اموال ايشان [ را ] غارت نموده تصرف كردند . و مردم حصار حلب با تحفه و پيشكش به خدمت خليفه آمده خطبه