تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
به نام مبارك اشرف خوانده فرمود كه سكه زدند و خلفا ديگر متعرض احوال ايشان نشده و از آنجا به آدينه بازارى آمده در خانهء جابرى نزول نمودند . اما چون نواب گيتى ستان از ولايت حويزه كوچ فرموده ، بعد از طى مسافت با جاه و جلال در دار السلطنت تبريز نزول اجلال فرمودند و دارائى تبريز را به محمد خان استجلو شفقت فرمودند و از آنجا كوچ فرموده روانهء ديار بكر و آن حوالى گرديد . و چون به كنار آب برجوك نزول فرموده و قلعهء برجوك را نيز مسخر كرده به احمد سلطان قاجار سپرده و از آنجا مراجعت فرموده به حوالى موصل نزول اجلال واقع شد . و خبر رايات نصرت آيات و نزول او به امير خان تركمان حاكم موصل رسانيدند و امير خان سراسيمه شده ندانست كه چه بايدش كردن . نواب اشرف چون وارد آنجا گرديد ، به دورمش خان فرمودند كه شما از زبان خود دو كلمه به امير خان بنويسيد و او را نصيحت نموده شايد به درگاه همايون آمده اطاعت نمايد . و ما را نيز خاطر متعلق است كه چند نفر امراى تركمان داشته باشيم . « 1 » دورمش خان حسب الفرموده كتابى به اين مضمون نوشت كه : بر راى عالى امير الامرائى امير خان والى موصل مخفى نماناد كه در اين وقت رايات جاه و جلال نواب گيتى ستان درين ولايت نزول نموده و متوجه تسخير موصل گرديده است و آفتاب دولت و اقبال نواب همايون ، از افق گردون طالع و لامع است . و چون در ميان وكلاى خان و والدين كمترين رابطهء آشنائى بوده ، با وجود شاملوگرى اين مخلص را غيرت دامن‌گير شده كه چرا رتق و فتق اين درگاه با امراى تركمان نباشد ، و مكرر از نواب گيتىپناه مىشنوم كه مىفرمايد كه امراى
هامش
( 1 ) - امير خان موصلو در سال 913 به خدمت شاه اسمعيل مشرف مىشود . ( ر ك : تاريخ جهان آرا ، ص 270 ) .