تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
بسيارى از آن سپاه را به دار البوار فرستاده شكست بر ايشان افتاد . ملك فياض چون آن جنگ را به رأى العين مشاهده نمود ، سراسيمه شده واهمه‌ناك گرديده جمعى از نزديكان خود را برداشته راه فرار پيش گرفته به جانب حويزه روانه گرديدند . و سپاه عرب چون [ 120 ] دانستند كه او فرار نموده ، ايشان نيز سر در عقب ايشان نهاده در آن دشت متفرق گرديدند . چون نواب كامياب از فرار ملك فياض خبر يافته ، از عقب او قريب به دو فرسخ توجه نموده ، چون اسب‌هاى ايشان به دو و مشعشعى بودند از پيش بيرون رفته ، نواب كامياب مراجعت فرموده روز ديگر به دولت و اقبال در حركت آمده در عقب آن طايفهء مخذول العاقبت به جانب حويزه روانه شده . چون ملك فياض از عقب آمدن نواب كامياب خبر يافت « 1 » ، داخل حويزه گرديد . امراى عرب گفتند كه امرا كه مائيم « 2 » نيز فكرى بايد كرد كه اين پادشاه از عقب ما خواهد آمد . مصلحت آن است كه بايد سپاه برداشته خود را بر باديهء عربان انداخت « 3 » تا ايشان به حويزه آمده حاكم تعيين كرده خواهند رفت . بعد از آنكه ايشان ازين ولايت بدر روند ما از باديه بيرون آمده جواب خواهيم داد . ملك فياض قبول نموده روانهء باديهء برگرديدند . و نواب كامياب از ملهم غيبى فرمودند كه مبادا ملك فياض بىايمان قدم به باديه گذاشته از ميان بيرون روند . و ملك شاه رستم گفت كه هر گاه مقرر شود ، اين غلام سر راه باديه را نگاه مىداريم تا تشريف آوردن نواب ولى نعمت . آن حضرت فرمودند كه روانه شويد و ملك شاه رستم در نصف شب سپاه الوار را برداشته با پنج هزار كس قزلباش و راه را چپ كرده بلدچى را همراه برداشته و راه باديهء حويزه پيش گرفته روانه گرديد و آمد در شش فرسخى حويزه نشست ،
هامش
( 1 ) - اصل : ملك فياض خبر يافته از عقب آمدن نواب كامياب داخل . ( 2 ) - اصل : و نيز . ( 3 ) - اصل : بايد انداخت .