تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
به زير انداخته نيزه بر سينهء او زده او را به قتل آورده و ملك شاه رستم نيز نعم را به قتل رسانيده و جنگى در نهايت صعوبت روى داده . در آن وقت كه سپاه قزلباش و الوار يا على يا على گويان در ميان سپاه ريخته قريب پنج هزار كس از سپاه عرب را به قتل آورده شكست در ميان ايشان افتاده از ميدان گريخته روى به فرار نهاده كه در آن وقت ملك فياض با سپاه بىحد و مرّ از گرد راه رسيده چون [ از ] مقتول شدن سرداران و شكست سپاه خبر يافته ، آه از نهاد او برآمده سپاه شكسته را جمع نموده با سپاهى كه همراه داشته به يك باره در ميان سپاه نصرت شعار قزلباش و الوار ريخته جمع كثيرى را به قتل آورده . اما چون « 1 » سپاه قزلباش و الوار غيرت ورزيده و پاى جلادت فشرده ميدان را از دست نداده بودند ، بيت
بيا اى بىدل از كار مانده * ز بيم جان پس ديوار مانده
[ 119 ] دليرى كن كه ميدان از دلير است * اگر رو به دلير افتد كه شير است
چه خوش گفتند مردان جگردار * كه پائى پيش نه دستى برون « 2 » آر
ازين دست از همه « 3 » كس بيش گردى * وزان پاى از همه كس پيش گردى
و از سپاه عرب كه دو برابر ايشان بود هيچ انديشه ناكرده به زبان حال مىگفتند : بيت
روز جنگست جنگ بايد كرد * كوشش نام و ننگ بايد كرد
جنگ با اين سگان رو به باز « 4 » * همچه شير و پلنگ بايد كرد
هامش
( 1 ) - ظ : زايد است . ( 2 ) - اصل : بر آن . ( 3 ) - اصل : زين همه . ( 4 ) - ظاهرا خالى از اشكال نيست : و شايد هم روبه سار .