تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اما نعم [ 118 ] بن نعمان يك فرسخ از سلطان پيش‌تر بوده چون به منزل فرود آمدند ، از مردم آنجا احوال سپاه قزلباش پرسيدند . ايشان گفتند : ما شنيده‌ايم كه فردا به اين جا خواهند رسيد . اما خبر سردار پيش فرستادن ملك فياض را جاسوسان به عز عرض نواب خاقانى رسانيدند . پس ملك شاه رستم عرض نمود كه چون ملك فياض ملازم خود را پيش فرستاده ، بنده نيز يكى از ملازم اين درگاهم . هر گاه مقرر شود كه اين غلام سپاه را برداشته به استقبال ايشان روانه شوم بهتر خواهد بود . نواب كامياب را ازين مصلحت خوش آمده فرمودند كه ملك شاه رستم با بيست هزار كس از الوار و حسين بيگ لله با پنج « 1 » هزار كس از سپاه قزلباش به استقبال سلطان معنى و نعم بن نعمان روانه شدند . و چون ملك شاه رستم و حسين - بيگ لله يك منزل پيش رفتند ، كه سپاه عرب نيز به آنجا رسيده فرود آمدند و روز ديگر آن دو درياى لشكر در برابر همديگر صف سپاه آراسته ، سلطان معنى در قلب جاى گرفته و نعم چرخچى شده به ميدان آمده و ملك شاه نيز به ميدان آمده جنگ در گرفته نزديك به آن رسيده كه نعم را عاجز نموده از پاى درآورد ، كه سلطان معنى از قلب حركت نموده و ازين طرف حسين بيگ لله نيز از جاى درآمده جنگ مغلوبه روى داده ريختند به همديگر . بزن بزن و بكش بكش در - گرفته . ملك شاه رستم چون شير ژيان به هر طرف كه روى مىكرد از كشته پشته مىساخت و نعم در آن جنگ سر راه به حسين بيگ گرفته دست به شمشير برده حوالهء او نمود ، كه ملك شاه رستم در آن وقت خود را رسانيده و نيزه حوالهء نعم نموده . نعم دست از حسين برداشته و جماعت الوار در جنگ جان‌سپارىها مىنمودند و حسين بيگ لله برادر نعم را به ضرب نيزه از اسب انداخته كه در آن وقت معنى عرب خود را رسانيده او را نجات داده باز حسين بيگ لله معنى عرب را
هامش
( 1 ) - اصل : پنجاه هزار .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 182 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب