بيگ اراده داشته كه از عقب او روانه شود ، باز فكر كرد كه سپاه ما بسيار كم است اگر مددى برسد از درهها درآمده خود را به صحرا خواهيم كشيد .
پس روز ديگر ميرزا محمد طالش با دو هزار نفر قورچى به كومك رسيده .
حسن بيگ از آمدن آن سپاه خوشحال شده در همان دم كوچ نموده از عقب الوار بدر رفتند .
ذكر رسيدن نواب گيتى ستان با سپاه دريا خروش بدين حدود و جنگ كردن با ملك شاه رستم و طاعت نمودن او و به اتفاق رفتن به جانب حويزه بر سر ملك فياض و سوانحى كه در آن ولا به ظهور پيوست « 1 »
اما چون ملك شاه رستم سه منزل آمده بود كه الوار شكست خورده با آن پريشانى احوال و اكثر زخمدار به خدمت او رسيده احوالات جنگ را ريش - سفيدان عرض كردند . ملك شاه رستم انگشت حيرت گزيده گفت كه مقدمات جنگ گاه فتح است و گاه شكست . چون در منزل فرود آمده بود كه سپاه نصرت شعار قزلباش خود را رسانيده در برابر صف سپاه آراسته كردند .
ملك شاه رستم در فكر بود كه آيا چه كند كه كوه از دست رفته و سپاه او در بيابان جنگ نمىتوانند كرد . آخر الامر لا علاج شده و كوچ و خانه و گله و گوسفندان و سپاه خود را برداشته به جانب كوه صد مره « 2 » فرار نموده بدر رفتند .
و چون خبر فرار ملك شاه رستم را حسن بيگ شنيده به خدمت نواب كامياب عرض نموده و رايات جاه و جلال نيز تشريف آورده به اردوى چرخچى ملحق گرديده و حسن بيگ به پابوس مشرف گشته اخترمه كه از سپاه الوار به دست
هامش
( 1 ) - مربوط به سال 914 است .
( 2 ) - اصل : صيد مره . و چنين بود در بعضى جاهاى ديگر .