ذكر ايلغار نمودن نواب گيتىستان از بلدهء يزد به جانب طبس و كشته شدن تردى « 1 » بابا و آمدن امير كمال الدين حسين از جانب سلطان حسين ميرزا بايقرا به درگاه جهانپناه « 2 »
اما در وقتى كه نواب گيتىستان به محاصرهء دار العباد يزد اشتغال داشتند ، امير كمال الدين حسين صدر ، از جانب سلطان حسين ميرزاى بايقراى به ايلچىگرى به درگاه عرش اشتباه آمده به شرف پابوس مشرف گرديد . نامهاى كه از سلطان - حسين ميرزا داشته به نظر كيميا اثر رسانيده ، چون مضمون نامه مناسب حال آن برگزيدهء ذو الجلال نبوده با امير كمال الدين حسين نظر شفقتى فرموده ، فرمودند كه ايلچى بيگ ، سلطان حسين ميرزا ، نواب همايون ما را به چشم حقارت ديده مگر ما را قابل پادشاهى نمىداند كه ما را ميرزا نوشته است ؟ ان شاء اللّه تعالى عريضه بنويسد .
پس ايلچى به عرض رسانيد كه اين تقصير امير على شيروزير « 3 » است ، چون ميرزا به زبان جغتائى پادشاه را مىگويند ديگر امر « 4 » از نواب اشرف است .
پس نواب گيتىستان به امير نجم رشتى فرمود كه ايلچى را به شما سپرديم كه مهماندار او باشيد و اغروق اضافه را برداشته روانهء اصفهان گرديد [ و ] نواب همايون ما ان شاء الله تعالى به سمت طبس چهل روز به شكار خواهم رفت اما يورش خراسان به خاطر دريا مقاطر نواب كامياب ما خطور نموده . در اول شهر شعبان المعظم از راه بيابان با سپاه نصرت شعار به جانب طبس ايلغار « 5 » با جاه و جلال فرموده چنان به سرعت رفتند كه مركب سبك سير صبا به گرد سم مراكب او نرسيده .
چون به حوالى طبس نزول اجلال فرمودند در آن وقت تردى بابا به اتفاق
هامش
( 1 ) - اصل : تروى . و در صفحات بعد نيز چند جا به اين صورت بود اصلاح گرديد .
( 2 ) - از وقايع سال 910 فارسنامهء ناصرى .
( 3 ) - امير على شير نوائى در سال 906 فوت كرده است . ( مجالس النفائس ) .
( 4 ) - اصل : ديگر مرا .
( 5 ) - اصل : الغار .