كارسازى نموده دختر را به شما دهيم ؟ و ما به جهت كارسازى دختر به اينجا آمدهايم .
محمد هر چند خواست كه به تدبير او را از خانه بيرون بياورد ، او قبول آمدن نكرده پس محمد فرمود كه دور خانه را [ 89 ] فرو گرفته شروع در جنگ نموده . پس بزرگان ميبد نيز به جنگ ايستاده تير و تفنگ همچه باران مىباريدند و پنجاه شصت نفر از جوانان كرهى را به ضرب تير و تفنگ به قتل آوردند و محمد قسم ياد نمود كه فردا سپر در سر كشيده از جنگ برنگردم تا آنكه دختر را نگيرم .
اما چون صبح شد ، خبر از يزد به جهت محمد آوردند كه نواب گيتىستان در عصر همين روز به بلدهء يزد خواهد رسيد . محمد چون اين خبر را شنيده سراسيمه شد اسبهاى اضافه و خيمه و سراپرده به جا گذاشته به جانب يزد روانه گرديد و شاه نعمت اللّه آنها را صاحب شده جمعى را به استقبال حضرت ظل اللهى فرستاده و خود در تهيه پيشكش بود . اما محمد چون به بلدهء يزد رسيد برج و باره را آراسته نمود و در انتظار بود .
ذكر نزول اجلال نواب گيتىستان به بلدهء يزد و كشته شدن محمد كرهى و سوانحى كه در آن ولا به ظهور پيوست « 1 »
اما نواب گيتىستان با اردوى گردون شكوه در موسمى به كنار يزد نزول اجلال فرمود كه از تاب گرما آتش به جان و در تن دليران مىافروخت و حرارت هوا زبانهء « 2 » هاويه ظاهر مىساخت و شمشير در نيام دليران مثل موم از حدت هوا مىگداخت . عساكر نصرت مآثر ، آن شهريار را در ميان گرفته و از هر دو طرف فتنهء جنگ اشتعال يافت . به ضرب تير و تفنگ مغز سر دليران را نرم ساخته و سينهء شيران را خانهء « 3 » زنبور مىگردانيدند .
هامش
( 1 ) - از وقايع سال 910 در فارسنامهء ناصرى .
( 2 ) - اصل : زبانيه .
( 3 ) - اصل : خار زنبور .