تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
مرخص نمائيد كه با هزار نفر مىمانم . حسين كيا گفت كه اى برادر ، شيخ‌زاده به طرف ديگر رفته است و كيا شرف از براى احتياط درينجا باشد ما خواهيم رفت . على كيا گفت كه اى برادر او مكر و حيله كرده است چون يك منزل رفت باز مراجعت خواهد كرد ، چون مىداند كه گرفتن كتل و درهء فيروزكوه كمال مشقت دارد ، اين قسم حيله كرده است . القصه بعد از گفتگوهاى بسيار على كيا با سه هزار كس به محافظت كتل مانده حسين كيا روانه شد و چون يك دو فرسخ راه رفتند ، كيا شرف به كيا حسين گفت كه مرا مرخص كن كه در پيش خالوى خود رفته بمانم كه مبادا اين شيخ‌زاده نيز پادشاهى مازندران به او وعده كرده باشد . حسين كيا گفت كه مرا نيز چنين به خاطر خطور كرده . پس هر دو مراجعت نمودند « 1 » چون تخمينا چهار فرسخ راه رفته بودند . اما على كيا مىدانست كه كيا شرف فكرى دارد و حسين كيا را از رفتن پشيمان خواهد كرد ، پس دو كلمه به خدمت بيرام خان نوشته شاطرى فرستاده كه چون نوشته به خدمت مىرسد ، به زودى تشريف بياورند كه حسين كيا رفته است و فرصت را نيز غنيمت دانند . اما بيرام خان در نيم فرسخى درهء كتل بوده و ميرزا محمد طالش در درهء ديگر بوده و دورمش خان با شش هزار نفر در كمين بود كه شاطر على كيا آمده خبر آورد كه بيرام خان ايشان را خبر كرده . همگى سوار شده روى به كتل آورده . اما به على كيا خبر دادند كه جمعى سر بر اسب گذاشته مىدوانند و مىآيند و جمعى نيز از عقب ايشان ؛ گويا سپاه باشند . على كيا گفت كه البته جماعت [ 81 ] تركمانانند كه از قزلباش ياغى شده به خدمت حسين كيا مىآيند . اتفاقا سيصد نفر بودند كه رسيدند و كسى مزاحم ايشان نشده آمده دهنهء كتل
هامش
( 1 ) - اصل : اما چون .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 124 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب