تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
اما چون اردوى گردون شكوه با فيروزى و اقبال در پاى قلعهء اولاد آمده در ميانهء دره نزول نمودند ، على كيا به عز عرض رسانيد كه هر گاه مقرر شود و يكى از غلام اين درگاه به نزد كيا شرف رفته و رقم [ قضا ] توأم نيز به او نوشته او را نصيحت نمائيد كه شايد به راه راست آمده و نصيحت شنيده به خدمت آمده از جملهء غلامان گردد ، و بنده نيز كس فرستاده او را استمالت مىكنم كه صلاح دولت درين است . پس مقرر شد كه محمد بيگ ، خويش ميرزا محمد طالش به نزد كيا شرف رفته رقم مبارك به او رسانيده . اما كيا شرف چون مطالعه كرد نوشته بودند كه كيا شرف را اعلام آنكه على كيا خالوى كوچك تو راه راست و صواب « 1 » يافته تولا كرده تبرا نموده . هر گاه تو نيز به خدمت نواب همايون آمده اين راه راست و دين [ 82 ] حق اثنى عشريه عليهم « 2 » السلام كه روسفيدى هر دو جهان است به دست [ آورى ] ، على كيا را پادشاه مازندران كنيم و تو را نيز در خدمت همايون ما آبروئى بوده آنچه خواسته باشى به تو عنايت خواهيم كرد . اما بدان كه چون حسين كيا را ان شاء اللّه به دست آورده به خون الياس بيگ او [ را ] زنده بر آتش « 3 » اندازم كه عبرت ديگران گردد ، شما نيز به سياست گوناگون خواهيد رسيد . و اما به خدمت نواب همايون ما بيائيد سرافراز دو جهان خواهيد بود . كيا شرف چون رقم اشرف را مطالعه نمود ، نگاهى به جانب جوانان رستمدار كرد ! ايشان همگى گفتند كه سر ما در قدم حسين كياست و اين كار نخواهيم كرد . پس ايلچى هر چند منع و نصيحت بسيار به ايشان كرده و فرستادهء على كيا نيز كيا شرف و ياران را از زبان على كيا نصيحت كرده راهنمائى نمود ، فايده نكرده و هيچ گونه نصيحت گوش نكردند . پس فرستاده از قلعه مراجعت نموده ماجراى گذشته به عز عرض رسانيدند .
هامش
( 1 ) - اصل : ثواب . ( 2 ) - اصل : عليه . ( 3 ) - اصل : زنده نيز بر آتش .