شده بعد از آن با دولت و اقبال با سپاه نصرت شعار متوجه قلعهء استا « 1 » شده بود و آن قلعه در قلهء كوهى رفيع واقع شده و در [ آن ] هنگام استحكام آن در اطراف عالم شايع شده بوده .
بيت
بنايش چه دلهاى سنگين دلان * درش بسته چون خانهء مقبلان « 2 »
فرازش گذشته ز هفت آسمان * به تحت ثرى خندقى دور آن « 3 »
لب خندقش آستان عدم * از آن تا به ملك عدم يك قدم
ز بسيارى عمق او از سپهر * نيفتد درو پرتو ماه و مهر
كيا « 4 » شد چه آگه ز اقبال شاه * بدان قلعه برد از نهيبش پناه
چون نواب گيتى ستان فتح قلعهء فيروزكوه را كرده ، على كيا به شرف پابوس مشرف گشته از لشكر او هر كدام لعنت بر اعداى دين كرده امان يافته به شرف تاج اماميه مشرف شدند . و چند نفر از سپاه گريخته خود را به نزد حسين كيا رسانيده آنچه گذشته بود عرض كردند .
او از شيعه شدن برادر خود على كيا تعجب مىنمود ؛ بعد از آن فرمود كه سپاه او يراقها درست نموده بر سر كتل فيروزكوه رفته آن راه را چنان مضبوط كنند كه قزلباش عبور نتوانند نمود .
[ 79 ] چون منهيان آن خبر را به عز عرض رسانيدند ، مقرر شد كه بيرام « 5 » - خان با سپاه ظفر فرجام بر سر كتل رفته آن دهنه را نيز نگاه دارند . بعد از آن على كيا به عرض رسانيد كه از اقبال بلند شهريار و مذهب به حق اثنى عشر دست از برادر خود برداشته از دل و جان مريد و صوفى اين اوجاق شده [ ام ] . اما اين سپاه كه تعيين نمودهاند كه بر سر كتل فيروزكوه رفته آن راه را بگيرند
هامش
( 1 ) - اصل : اسنا و در صفحات بعد نيز به همين صورت بود اصلاح گرديد .
( 2 ) - مدخلان . نسخه بدل :
منجلان . ( احسن التواريخ 77 ) . ظ : مبخلان .
( 3 ) - فصيلش گذشته . . . به تحت الثرى خندقش توأمان ( احسن التواريخ ص 77 )
( 4 ) - اصل : كه باشد .
( 5 ) - اصل : برام .