قلعهگيرى و جنگ مهيا نموده ، دو روز ديگر به اقبال و دولت با سپاه سعادت روى به آن قلعه نهاده يورش آغاز نمودند . و مقرر شد كه سپاه از ممر آبى كه از كنار قلعه مىگذرد شروع در جنگ كنند . جوانان قزلباش داد مردانگى مىدادند و بيرام خان نيز جمعى به قتل آورده ايستادگى مىنمود .
چون على كيا از همه طرف بلا را بر خود محيط يافته به تضرع و زارى در آمده دست به دامن امير نجم زرگر زده ، كس فرستاده عرض نمود كه من از صدق دل بر اعداى دين و دولت لعنت نموده شيعهء حضرت امير المؤمنين و غلام كمترين نواب گيتى ستانم . التماس اين كمترين درمانده را به خدمت نواب اشرف عرض نمائيد كه از سر خون اين بىچاره گذشته تا زندهام در خدمت ملازمان آن حضرت به جانسپارى مشغول خواهم بود .
فرستاده « 1 » [ نامهء ] على كيا را به خدمت امير نجم آورده بعد از ملاحظهء عريضه به عز عرض نواب گيتى ستان رسانيد . بنابر آن نواب اشرف التماس امير نجم را قبول نموده از خون على كيا و جماعت او گذشته و على كيا ترسان و هراسان از قلعه بيرون آمده به شرف پابوس مشرف گشته كليد قلعه را تسليم كرده نواب گيتى ستان به مراحم خسروانه جرايم او را به زلال عاطفت بخشيده « 2 » و غازيان ظفر فرجام بعضى از سپاه على كيا را كه تمرد نموده ايمان نياورده بودند به قتل ايشان مبادرت نمودند .
ذكر رفتن على كيا به گرفتن كتل فيروزكوه و مقدماتى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 3 »
اما « 4 » نواب گيتى ستان بعد از فتح قلعهء فيروزكوه متوجه احوال زيردستان
هامش
( 1 ) - اصل : فرستاده و على كيا .
( 2 ) - اصل : نيز بخشيده .
( 3 ) - مربوط به سال 909 در احسن التواريخ .
( 4 ) - اصل : اما رايات جاه و جلال بعد از .