تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
فرمودند كه اى فرزند بفرماى تا جمعى از سپاه از عقب كوه بر سر قلعه يورش نمايند و خود نيز با سپاه ، روى به آن كوه مىگذارى ؛ چون محاصران قلعه مىبينند كه يورش از جانب كوه شده است ؛ ايشان به هيأت اجتماعى به دفع غازيان مشغول خواهند [ شد ] كه هيچ كس در آنجا نخواهد ماند و تو به فراغ بال داخل قلعه خواهيد شد . نواب خاقانى چون از خواب بيدار شد ؛ خواب را با امراى عظام نقل كرد ، تمامى ايشان سجدهء شكر به جاى آوردند و بعد از كنكاش مقرر شد كه بيرام خان قرامانلو سه هزار كس برداشته و در شب به طرف مغربى آن كوه روانه شود به شرط آنكه هيچ كس خبردار نشود . اما چون حساب نمودند سه روز بايست كه از راه عقب كوه به پاى حصار برسند . و اما چون به بالاى كوه بر مىآيند آتش برافروزند كه قزلباش خبر شود . و اما قبل از توجه عساكر نصرت قرين از عقب كوه ؛ برجى از بروج آن قلعه خود به خود خراب شده به زير آمد و چون آن برج منهدم گرديد ؛ غازيان شير شكار متوجه آن حصار شده ساكنان آنجا سنگ و تير و تفنگ بر سر ايشان مىزدند . چون يكى از سپاه قزلباش به ضرب تير و تفنگ به قتل مىآمد ؛ ديگرى از قزلباش ، مقتول را پس كشيده خود پيش مىرفت تا آنكه محمود بيگ قاجار كه از جميع دلاوران گوى سبقت برده بود ، بر بالاى برج و بارهء آن حصار بر آمده رستمداريان را متفرق ساختند و دلاوران ، طبقهء اول آن حصار [ را ] به ضبط اقتدار خود در آورده مخالفان از هول « 1 » جان به نارين « 2 » قلعه متحصن شده ، واهمهء بى - قياس برداشته ، هراسى بر ايشان مستولى گشته ، كه در آن اثنا بيرام خان با سپاه نصرت‌پناه بر فراز برج نارين قلعه عروج نموده شعلهء آتش بلند نموده ، چون خبر آتش افروختن بيرام خان به عز عرض [ 78 ] رسيد ، مقرر شد كه سپاه قزلباش يراق
هامش
( 1 ) - اصل : حول . ( 2 ) - اصل : ببابرين قلعه .