تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
منع مىنمودند . در اين حين از دو جانبهء ميران از درون درختان و از پستى راهها جماعت كثيرى از دشمن برآمده ، به يكباره لجام‌ريز اسب مانده رسيده به جماعت ميران درافتاده جنگ ضربى نمودند . از بس كه لشكر ايراول و جماعت قرق‌يوز بىپروايى نموده به هر جانب پراكنده شده رفته بودند از اين وجه به ميران بىسرشتگى روى داده ، قافيهء ميران تنگى كرده ، لاعلاج گشته در گريز درآمدند . از الأمانيهء پراكنده كس بسيارى به دست دشمن افتاده بود چنانچه جماعت ميران مع بهادران رزم‌آزماى جنگ و گريز كرده تا به قصبهء محرم رسيده ، در اين وقت ، مبارزت آگاه ، شجاعت دستگاه سيد مراد توقسابه حاكم ديزق مع نوكريهء ديزق كه همهء آنها لباسهاى سرخ در بدن پوشيده مستعد خدمت شده ايستاده بودند كه يكباره از درون قورغان برآمده ، لجام‌ريز اسب مانده ، به دشمن درافتادند . خوقنديان اين بلاى ناگهان را مشاهده نموده ، از روى هراس همه مخالفان بازگشت كرده به راه آمدگى خودها گشته در گريز درآمدند . ميران هزيمتى از اين هنگامهء تازه يكباره قوىدل گرديدند گويا كه روح تازه در بدن هزيمتيان دميده شد . همهء آنها سر اسب خودها را به طرف دشمن گردانيده دشمن را پيش اندازه كرده تا به يك فرسنگ راه زده ، بسته ، كشته ، بندى كرده ، راهى شدند . و نيز بنديهاى به دست دشمن افتاده را هم خلاص كرده ، گرفتند . در اين مورد از جماعت قرغز و قپچاق و از لشكر خوقند مقدار هزار و پانصد بندى غيراز مقتولان به دست لشكر ايراول افتاده بود . اسب و يراق و اسباب ديگر را حساب نبود . چنانچه كه همان‌روز بنديها را جمع نموده به قصبهء محرم ايستاده حادثات واقع شدگى را به جناب‌عالى عرض بندگى كرده ، مىخواستند كه فرستانند . در آن وقت علامت آمدآمد لشكر ظفرپيكر مع امير دلاور پيدا گرديد . ميران ايراول همه به استقبال امير صاحبقران برآمده ، ركاب ظفر انتساب همايون عالى را بوسه داده ، واقعات رويداد شدگى را به عرض بندگى رسانيده ، بنديهاى به دست افتادگى را در راه قطار كرده همه را منظور نظر انور عالى گردانيدند . امير صاحبقران ظفر توأمان در آن شب به قصبهء محرم استراحت نموده ، على الصّباح