جاى سوراخ نموده ، برآمده به راه خجند درآمده ، راهى شد . سپاه و فقراى ولايت خوقند خبردار شده از تعاقب افتاده ، در نصف راه خجند از عقب آنها رسيده ، جنگ ضربى نموده به همين دستور به چندين فرسنگ راه ، تلاشكنان مىرفتند كه در حين ضيقى وقت و درماندگى امارتپناه تيلو قابل دادخواه مع سپاه خجندى رسيده ، جرأتى نموده خوقنديان را پيشانداز كرده ، پروانچى را مع اتباع آن از دشمنان جدا نموده ، صحت و سلامت گرفته ، به ولايت خجند درآمد . زيرا كه قبل از اين خاطر كشيده ابراهيم پروانچى به تيلو قابل دادخواه پيشتر خبر رسانيده بود كه به زودى خود را رساند . بناء عليه اتفاقى در نصف از راه در حين جان تلاشى خود را رسانيد و ايلغريه را كه در ارك خوقند مانده بودند يك شبانه روز جنگ ضربى نموده ، بالأخير به دست افتادند .
القصه بعد از داخل شدن به ولايت خجند هردو نامور واقعهء رويداد شدگى را به عرضه درج نموده ، به دست قاصد تيزرو داده ، به جانب آستان عالىنشان فرستادند . به رسيدن اين خبر حيرتاثر امير نيكوسير فى الفور تواچيان را به اطراف قلمرو فرستاده ، خود جنابعالى به دولت مع لشكر ظفرپيكر بخارا ، مع توپخانه عالى ، سوارى نموده ، رايت برافراشته ، مراحل طى نموده ، رفته به سمرقند فردوس مانند داخل شده ، تا به رسيدن لشكرهاى اطراف و جوانب ، زيارت بزرگان را كرده ، از روح پرفتوح عزيزان استعانت مىجست . بعداز آنى كه لشكر از حدّ و قياس و از اندازه بيرون به دشت شيراز سمرقند جمع گرديد ، امير صاحبقران ظفر توأمان به رخش همت سوارى نموده ، مع اركان دولت قطع مراحل فرموده ، به دو منزل به ولايت ديزق رسيده ، در آن ولا ناايستاده ، از آنجا نيز كوچ كرده ، به سرعت تمام از دشت يام و زامن گذشته ، به دو منزل به بلاد اوراتپه رسيده ، از آنجا نيز به تعجيل تمام قطع مسافت نموده ، به ولايت خجند داخل گرديده ، تا به رسيدن لشكرهاى اطراف و جوانب ، در آن زمين نزهت آيين استقامت ورزيد . بعد از جمع شدن حكام ذوى الاحترام ، امير نيكوفرجام ، امارتپناهان ، ايالتآگاهان ، اسحاق بيك بىسمرقندى و عادل دادخواه اوركوتى و بردىيار ايشيك آقاسى اوراتپهگى و سيد مراد توقسابه ديزقى و عبد الرحمن بىمنغتى و تيلو قابل
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٩٢