روز ديگر از آنجا به سعادت و اقبال كوچ كرده ، وقت پيشين در سواد كان بادام نزول فرمود . به فرمان قضا جريان همهء بنديها را در همين موضع سر زده ، نماز پيشين را ادا نموده ، عازم راه شده ، وقت عصرى در موضع بيش اريق رسيده فروذ آمده ، شب را در آن منزل گذرانيدند .
در آن موضع محمد شريف اتاليق مع لشكر تاشكند و تركستان رسيده ، زمين عبوديت را بوسه داده به لشكر ظفرپيكر ملحق گرديد . از آنجا نيز به دولت و به اقبال سوارى نموده به يك منزل از قوش كوپروك گذشته به دهنهء باغات رسيده فروذ آمد .
قراولان چندى از فقرايان را بندى كرده گرفته از احوال شير على خان مع لشكريهء آن پرسش نمودند . بنديان گفتند كه شير على خان بعد از جلوس خانى در مسند حكمرانى نشسته به فقرا امر نمود كه به اطراف خوقند قلعهاى بنا نمايند تا آنكه سبب محافظت ولايت شود گفته چند آدم كاردان را به سر فقرا سرآمد كرده گذاشت . خود آن مع قوشون خود در موضع بيش اريق رسيده ، لشكرگاه كرده فروذ آمده ، مقدمهء سپاه خود را در موضع كان بادام فرمايش نموده بود كه محافظت راهها را نمايند . روز گذشته خان بىسر وسامان شكست قوشون كان بادامى را فهميده ، سراسيمهوار مع لشكريهء خود كوچيده از آنجا گريخته ، آمده به ولايت خوقند درآمده ، به قلعهدارى مشغول مىباشد . حالا اطراف ولايت خوقند را قلعهء مستحكمى نموده در هر بندرگه آن دروازه نشانيده ، برج و باروى قلعه را به توپ و تفنگ تعبيه نموده ، فقراى بيرونى را كوچانيده ، در اندرون شهر درآورده ، حاضر باش واقف باش گفته ، به استحكام اطراف ولايت اشتغال دارد .
چنانچه كه قراولان لشكر منصور واقعات شير على خان را مع احوال سپاه و فقراى خوقند به جنابعالى عرض بندگى نمودند . امير صاحبقران سعادتنشان به سپهسالاران لشكر ايراول فرمايش عالى شد كه همهء لشكرى خيمه و خرگاه و قوش پلتر را در همينجا گذاشته ، مع ميران اونك و سول اتفاق نموده ، اطراف قلعهء خوقند را گشته آت قماوى كرده مىبينند اگر دشمن برآمده جنگ مىكرده باشد جنگ مىكنند و الّا دور باروى آن را گشته ، پست و بلندى اطراف ولايت را ملاحظه كرده گشته مىآيند .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٩٥