تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
فرمانبردارى انحراف نخواهد نمود . امير صاحبقران سكندرنشان به جانب ايلچيان نظر التفات انداخته فرمود كه اگر حرف او صميمى و فكر او بديهى است ، هيچ غبارى به خاطر خود راه نداده به ديدن ما آيد تا ما به حصول مدعاى او سعى نماييم كه از مكرمت خاقانى و از مرحمت سلطانى به مقاصد خود فايز گرديده ، مادام الحيات به مستقرّ دار المحكمهء خود به يك منوال فارغ بال بوده از هيچ‌وجه گزند و خللى به دولت آن نرسد ، و الّا بدون اين رويّه ، معاملهء ديگر به كار نيايد . جاى عذرخواهى باقى نمانده است گفته ، از آن منزل به دولت سوارى نموده راهى گرديد . بعد از رسيدن به موضع قوش كوپروك ، امير گيتىستان ، شوكت توأمان ، از روى شفقت و مرحمت سلطانى ديگرباره به پسر محمد على خان ، لسانى را به حدّ امكان مكرّر تأكيد نموده به ايلچيان ، ايلچى همراه كرده ، زبانى را نيز به ايلچى مشار اليه تعيين نموده فرستاد . بعد از رسيدن ايلچيان ، خان نكبت‌نشان بىسروسامان دو روز بدين امر مردّد گرديده برآمده ديدن را قبول ناكرده ايلچى فرستاده را نگاه داشت . روز سيوم حقيقت تأخير نمودن ايلچى را از تيلچى فهميده امير جهانگير روشن ضمير بر سنّت سنيّهء
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
كاربند گشته ، اركان دولت را طلب نموده در آن باب مشورت انداخت . اركان دولت و امراى صاحب مصلحت زمين عبوديت بوسيده عرض بندگى نموده گفتند كه ، نظم
كه از شاه رايت برافراختن * ز ما بندگان جان فدا ساختن
چون شاه والاجاه از اين مضمون به تفرّس دريافت كه همهء امرا بدين امر يكدله و يك جهت مىباشند بناء عليه توكل به ذات پاك حضرت بىچون نموده ، اولا مرتبه فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه عبد الصمد خان نايب مع افواج سرباز قادرانداز مع توپ و توپخانهء