نرسد . بعد از اين سپارشات امير فرخندهصفات ، از احوال محمد على خان استفسار نموده ، پژوهش كردند . يكى عرض بندگى نموده به سمع همايون عالى رسانيد كه محمد على خان به وقت گير و دار لشكر ظفرآثار ، به همراهى چندى از هواخواهان خود برآمده ، به جانب مرغينان بدر رفته است .
جناب امير صاحبقران نصرت توأمان ، اسحاق بيگ بىمنقت را مع چند سردار نامدار و به همراهى پنج هزار لشكر ظفر كردار فرمايش نمود كه از تعاقب آن رفته هرجا كه به دست افتد دستگيرى نموده مراجعت مىنمايند .
حسب الفرمان عالى سپهسالار مأمور مع سرداران مذكور فى الفور ايلغر كرده برآمده يولچى گرفته ، راهى شدند . وقتى كه بعد از طى مراحل به ولايت مرغينان رسيدند چنانچه كه قبل از اين محمد على خان بىسروسامان به مرغينان آمده خواست كه در اين ولا ايستاده حصارى شده قلعهدارى نمايد . فقراى آن ولا به اين معنى قبولدار ناشده محمد على خان را مع چند نفران به سخنان ابله فريب سرگردان كرده ، محافظت نموده ، نگاهداشته بودند كه در اين وقت امارتپناه ، ايالت آگاه اسحاق بيگ بى به مرغينان داخل شده ، به هر جانب آدم فرموده ، در تردّد افتاده بود كه كلانان ولايت جمع شده ، آمده امارتپناه مذكور را ديده از خان مژدگانى رسانيده ، اسحاق بيگ بى را به ارگ آن ولا فرآورده ، محمد على خان را حاضر آوردند . فى الفور اسحاق بيگ بى مأمور محمد على خان را مع اتباع آن به گردونهها بار كنانيده ، ميانهگير كرده ، از آنجا معاودت نموده روز سيوم به خدمت امير صاحبقران سكندر نشان رسانيدند . محمد على خان به احوال بيچارگى به پايهء سرير اعلا درآمده به خدمت امير صاحبقران سلام كرد . امير جهانگير روشن ضمير جواب سلام آن را داده پرسش احوال نموده ، از كرده و كردار پيش از خان نكبت نشان گلهگذارى نموده بود كه محمد على خان را روز موعود پر شده اجل گريبانگير گرديده ، بىاختيارانه به روى امير صاحبقران بىادبانه درشتى آغاز نمودن گرفت . خاطر مبارك شاه والاگهر از كردار ناشايستهء آن مكدّر گرديده ، فرمان قضا جريان به قتل آن نفاذ يافت . حسب الفرمايش عالى محمد على خان را در بيرون سراى شاهى برآورده ، مع
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٨٨