تجسس نمودند كسى را نيافتند كه از جانب خوقند خبرى رساند .
على الصّباح روز ديگر از آنجا به فرّ اقبال كوچ نموده طى منزل نورديده در موضع بيش اريغ رسيده فروذ آمدند . در آن منزل از قراولان قرقيوز پيشتر رفته ، دو كس را تيلچى گرفته به خدمت امير صاحبقران آورده از احوال محمد على خان و لشكريهء آن پرسش نمودند . آنها عرض بندگى نمودند كه محمد على خان روز هزيمت يافتن لشكريهاش مع قوشون پراكندهء خود از خجند برآمده از روى سراسيمگى و از كمال خوف و هراس در تعاقب نگاه ناكرده گريخته شباشب به خوقند درآمده از آنجا مىخواست كه به جانب اندجان و نمنگان برآمده ، رود . فقراء سپاه ، خان گمراه را نامانده به مشقت تمام نگاه داشتند ، حالا در خوقند به سرشتهء سرانجام ولايت و به قورغاندارى مشغول بوده و در تردد آن مىباشد كه پسر خود را مع چندى از دولتخواهان خود به جهت معذرتخواهى به خدمت همايون عالى فرستادند . در اين گفتگو بودند كه خبر رسيد كه خان خوقند محمد امين خان نام پسر خود را مع چندى از امراى معتمد الدولهء خود مع اجناس اقمشه و امتعه و از اسبان تازىنژاد با زين و جيدوق مرصّع و مكمّل و آراسته و از اصناف جواهرات به رسم پيشكش و ساورى فرستاده است . پس به فرمان واجب الاذغان چندى از امراى دولت استقبال نموده ايلچيان را آورده به بارگاه فلك اشتباه رسانيدند .
پسر محمد على خان مع ايلچيان آمده به ركاببوسى همايون عالى فايز گرديده ، جنابعالى را دعا نمودند . امير صاحبقران سعادتنشان پسر خان خوقند را مع ايلچيان فرستاده آن را ، به الفاظ نيكو مبتهج و مسرور گردانيده بسى نوازشات فرمود . جنابعالى چون از مضمون مندرجهء نامهء آن مطلع گرديد كه همه مدلّل به معذرتخواهى و ثناگسترى بود و نيز ايلچيان خان خوقند زبان فصاحتبيان گشاده از روى عجز ، آداب عرض بندگى نموده ، گفتند كه جهان پناها ! خان ما از سر صدق و اخلاص ، مطيع و منقاد شما مىباشد آنچه تقصيراتى كه به جنابعالى از او واقع شده باشد يكى به هزار اعتراف نموده سر تسليم و رضاجويى به سوى شما دارد . بعد اليوم از جادهء انقياد و
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٨٤